رمان سقوط برای پرواز

رمان سقوط برای پرواز

  رمان سقوط برای پرواز سقوط برای پرواز         رمان سقوط برای پرواز یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان سقوط برای پرواز دسته رمان عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان سقوط […]

5,000 تومان

خرید
logo-samandehi nextpay_trust_logo

 

رمان سقوط برای پرواز

سقوط برای پرواز

 

 

رمان سقوط برای پرواز

 

 

رمان سقوط برای پرواز یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان سقوط برای پرواز دسته رمان عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان سقوط برای پرواز  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

خلاصه‌ای از رمان سقوط برای پرواز

 

 

نگاهش روی آسمان بنفش و دانه های سحر آمی برف می چرخید که نرم و لطیف روی گونه اش می نشست و جاودانگی خود رو از دست می دادن و تبدیل به قطرات آب می شدن …

بعد ظهر یک روز سرمازده بود که باعث سرخ و یخ زدگی نوک بینش …

شده بود نگاهش روی رنگ قرمز چراغ دوید …

پشت خط های محو عابر پیاده ایستاد …

وزش باد طره ای از موهای حنایش رو به رقص در اورده بود

 

 

دانلود رمان سقوط برای پرواز نسخه پی دی اف

 

 

از برخورد باد سرد به صورتش چشم تنگ کرد و لبه های ژاکت صورت رنگ جلو بازش رو بهم نزدیک کرد …

ژاکت نازکش مناسب این فصل از سال نبود …

دستانش رو دور بدنش پیچاند و خودش رو در آغوش گرفت …

در حال که دو حلقه کیفش رو که از دوشش سر خورده بودن رو روی شانه اش صاف می کرد نگاهش روی چکمه های چرمین که کنارش ایستاده بود چرخ می خورد

نگاه که بیشتر شبیه دهن کجی بود روی به آل استار های خیسش داد …

نوک انگشتان پاهاش از سرما بی حس شده بودن و به سختی می توانست حسشان کند …

چقدر گیتی به جانش غر زده بود که چرا هیچ وقت مناسب فصل سال لباس نمی پوشید ولی گیتی که نمی دانست از روزی که پایش رو از اون کلینیک بیرون گذاشت بود احساس می کرد …

مدام تنش در حال گر گرفت است …

 

 

  Roman  

 

 

His gaze was on the purple sky and the dawn of the snow, which sat softly on his cheeks, losing its immortality and turning into water droplets
It was a frosty afternoon that caused the tip of the vision to blush and freeze
His gaze had run on the red light
He stood behind the disappearing pedestrian lanes
The wind was blowing a strand of her frizzy hair

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *