دانلود رمان حاملگی اجباری 

رمان حاملگی اجباری پی دی اف – Hamelei Ejbari

    رمان حاملگی اجباری پی دی اف – Hamelei Ejbari رمان حاملگی اجباری ویدا دهداری           رمان حاملگی اجباری یک رمان زیبا میباشد که توسط ویدا دهداری نوشته شده است. ژانر رمان حاملگی اجباریدر دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی […]

5,000 تومان

خرید
nextpay_trust_logo logo-samandehi

 

 

رمان حاملگی اجباری پی دی اف – Hamelei Ejbari

رمان حاملگی اجباری ویدا دهداری

 

 

دانلود رمان حاملگی اجباری 

 

 

 

رمان حاملگی اجباری یک رمان زیبا میباشد که توسط ویدا دهداری نوشته شده است. ژانر رمان حاملگی اجباریدر دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان حاملگی اجباری به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

بخش هایی از رمان حاملگی اجباری

 

 

 آوایی که اینقدر شاد و سر زندست که همه با دیدنش به وجد میان…

این آوا خانم قصه ی ما با دوتا از دوستاش به اسم سارا و سحر

جاهایی میرن که همزمان با اونا سه تا پسر,دیگه هم هستن..

کل کل های این سه تا تا جایی که ادامه پیدا میکنه که…

این سه تا پسر هم دسته کمی از اونا نداشتن..

مخصوصا این آقا رایان اخمو ولی مهربون..

بعد از مدت ها آوا متوجه میشه که رایان همون…

با التماس و خواهش و بغض گفتم:

تورو خدا میشه بگی چته ؟

چنان مرا به خود چسباند و و دستش حصار تنم بود که مرا به خود فشار و لحن

خماری که اولین بار میدیم زمزمه کرد

یعنی نمیدونی چمه ؟

 

 

دانلود رمان حاملگی اجباری نسخه پی دی اف

 

 

آب دهنم را با هر جان کندنی بود قورت دادم و با گریه که دیگر اصلا نمیتوانستم

کنترلش کنم با ترس درحالی که نگاهم را از نگاه پر از نیازش میدزدیدم گفتم

ما همش سه روزه با هم آشنا شدیم

نذاشت ادامه بدم کمی با لحن خشنی گفت

آره مگه نمیخوای این رابطه و دوستی عمیق بشه؟

واقعا وحشت بی سابقه ای به قلبم چنگ زد و نتوانستم حرفش را عمیقا هلاجی

کنم و یا ترسیدم که با ترس و لرز زمزمه کردم

رایان منظورت چیه ؟

پوزخندی زد اینبار و نگاهش را به خودم نتوانستم درست تفکیک کنم چه حسی

را در بر گرفته بود که گفت

خوب میدونی که منظورم چیه ؟

تمام ترسی که در خود سراغ داشتم نگاهش کردم که گفت

باید برای تداوم دوستیمون منو

نذاشتم حرف بزنه که با تته پته گفتم

اما این راهش نیست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *