ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان احساس آرام پی دی اف – roman ehsas aram

رمان احساس ارام

دانلود رمان احساس آرام پی دی اف – roman ehsas aram

دانلود رمان احساس آرام

 

دانلود رمان احساس ارام

 

رمان احساس آرام یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان احساس آرام دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان احساس آرام به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

خلاصه‌ای از رمان احساس آرام

 

 

آقا سعید همانطور که آب اضافی دستانش را می گرفت از دستشویی بیرون آمد و گفت:
شیرین بابایی کجایی ؟!
شیرین سرش را از روی کتاب بلند کرد و رو به سمت در اتاقش با صدای بلندی که پدرش بشنود
گفت:
من اینجام بابایی، تو اتاقم دارم درس می خونم.
آقا سعید راه آشپزخانه را در پیش گرفت و وقتی به در آشپزخانه رسید دوباره گفت:
چقد درس می خونی بابایی؟

صبح تا شبم که تو کار خونه به مامانت کمک نمیکنی تنبل خانم.
حداقل بیا بابا یه کم تو رو ببینه.
شیرین می دانست مقاومت کردن در مقابل خواست پدر بی فایده است،

او تنها دختر خانواده ی فرهادی و برای همه عزیز بود.

 

 

بخش های از رمان احساس آرام

 

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان عرق سگی پی دی اف - Araghe Sagi

 

کتابش را بست و از اتاقش بیرون رفت.

از پله ها پایین آمد و یک راست به سمت آشپزخانه رفت،
پدرش پشت به در آشپزخانه روی صندلی نشسته بود.

آرام طوری که پدرش متوجه حضورش نشود
رفت و از پشت چشمان پدرش را گرفت.

آقا سعید همانطور که روی دستان دخترکش دست میکشید
آنها را از روی چشمانش کنار زد و گفت:
این دستای عزیز دردونه ی باباست که نمی خواد چشمای بابا جایی رو ببینه ؟!
شیرین ب*و*سه ی آرامی روی گونه پدر نواخت و گفت:
ای وای بابایی، قربونتون برم.

من غلط بکنم که نخوام چشماتون جایی رو ببینه؟

 

 

دانلود رایگان رمان احساس آرام 

 

بعد از ساعتی بحث در مورد درس و دانشگاه شام هم آماده شد

و شیرین به همراه مادرش مشغول چیدن میز شام شد.

شروین که چهار سالی از شیرین بزرگتر بود با بسته ای در دست وارد خانه شد

و به همه ی حاضرین سلام کرد، حالا میز با دستان هنرمند شیرین تزیین شده بود

و همه ی اهل خانه دور آن جمع شده بودند و ضمن خوردن از هنرمندی شیرین هم تعریف و تمجید می کردند…
نسترن خانم همانطور که داشت برای خودش لیوانی آب می ریخت گفت:
مثل اینکه این غذایی که شما الان دارین با ولع هرچه تمام تر می خورین

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان ویلچر پی دی اف - Vilcher

و روی این میز به این قشنگی گذاشته شده دستپخت منه ها،

اگه غذای من نبود مسلما میزی به این زیبایی هم چیده نمی شد.

 

roman ehsas aram

 

Mr. Saeed came out of the bathroom with extra water in his hands and said
Where is Shirin Babaei
Shirin lifted her head from the book and headed for her room with a loud voice that her father could hear
said
I’m a father right now, I’m studying in my room
Mr. Saeed took the kitchen path and when he reached the kitchen door, he said again
How much do you study daddy
From morning till night, when you are not helping your mother at home, lazy lady
At least let Dad see you a little
Shirin knew that resisting her father’s wishes was useless
She was the only daughter of Farhadi’s family and dear to everyone

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *