ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد پی دی اف – in mard amshab mimirad

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد پی دی اف – in mard amshab mimirad

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد زینب ایلخانی

 

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد

 

رمان این مرد امشب میمیرد یک رمان زیبا میباشد که توسط   زینب ایلخانی  نوشته  و منتشر شده است. ژانر رمان این مرد امشب میمیرد در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان این مرد امشب میمیرد به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان این مرد امشب میمیرد

 

دانلود فایل pdf نسخه اصلی برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

 

بخش های از رمان این مرد امشب میمیرد

 

به ناكار در دوردن صبحانه همراهش شدم

عجیب دوش اشتها بود

و عمه هم حض میبرد

از دوردنش و من هم عصتبی

از طول کشتیدن دوردنش ،

با دره سیر شد و تشدر کرد

و بعد رو به من درحالی که

از جایش بلند میشد فت:

میز رو جمع کردز بیا حرف میزنیم

 

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد با فرمت های pdf , apk , ios

 

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان راتا پی دی اف - Rata

مسیر طو نی را طی میدنیم

تا به سادتمان برسیم
شیشه هاز رنگی و کاشی

کارز هاز سادتمان دیره کننده ا ست !!

بر عدس همیشته معین منتظر میماند

تا ستامی در را برایش باز کند

و به من هم با اشتاره همین دستور را میدهد
كند تن ددمتدار زن و مرد به استقبالمان آمده اند

و معین بر عدس همیشه که جواب ستتم

را با کم میدهد تنها ستترش را تدان میدهد

و به ستتمت دادل ستتادتمان حرکت میدند

من که کمی عقب تر مانده ام

ستتعی میدنم در طول مستتیر

همه كیز را نظاره کنم بر میگردد

و اشتتاره میدند که ستتریعتر راه بیایم
بازویش را نزدیدم میدند

و آرام دستتور میدهد

که دستتم را دور بازویش حلقه کنم

 

دانلود رایگان رمان این مرد امشب میمیرد

 

روز به روز موجود کوكك درونم

را بیشتر حس میدردم
شبیه یك ماهی قرمز کوكولو

توز دلم بعضی اوقات سر میخورد

ذوق میدردم
بابا معین

هر شب میب*و*سیدش

و برایش قصه میگفت
قصه عشق دودش و مامانش

شیرین ترین قصخ این پدر بود
روزز نبود که براز این کوكولو

هدیه از نخرد از هلی کوپتر

رفته تا انواع عروسك
تقریبا هفته از دوبار

آذر به دیدنم می آمد

تمام مدت ستتعی میدرد

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان نجوای فردایمان پی دی اف - Najvaye Fardayeman

با مادرم با احترام بردورد کند
آن روز عصر در تراس نشسته بودیم

و عصرانه میخوردیم

تلفن معین که زنردورد آذر

از فرصت استفاده کرد و نزدیدم شد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *