دانلود رمان بانوی قاتل پی دی اف – Banoye Ghatel

    دانلود رمان بانوی قاتل اعظم

    دانلود رمان بانوی قاتل

    رمان بانوی قاتل یک رمان زیبا میباشد که به قلم اعظم به نگارش درآمده است. ژانر رمان بانوی قاتل در دسته رمان های عاشقانه و جنایی می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان بانوی قاتل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    لینک های دانلود رمان بانوی قاتل

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    بخش هایی از رمان بانوی قاتل

     

    خلاصه داستان:

    دختر داستان ما قلبش پر از نفرت شده است، از کسانی که اطرافش هستند… او کار هایی می کند که در این زندگی نه، ولی در زندگی بعدیش پشیمان می شود! او به بانوی قاتل تبدیل می شود! کار هایی می کند که دست خودش نیست، ولی او تبدیل به یک انسان بی قلب شده و کاری نمی تواند بکند… خون را دوست دارد!

    هدف: نفرت باعث می شه که قلب انسان نابود بشه؛ نفرت رو از زندگیتون بیرون کنید !

    مقدمه: تاریکی قلبش را می گیرد و انسانی دیگر به وجود می آید… این سیاهی از نفرت آمده است… سیاهی، نفرت قلبش را از بین می برد و شیطانی ظالم به وجود می آورد… خون برایش زیباترین چیز است و از دیدنش لذت می برد! آری خـون !

    با عصبانیت لگدی به پاش زدم و گفتم :
    – تو خیلی خرفتی !
    مامانم وارد اتاق شد و با اخم گفت :
    مامان – الیزابت بسه دیگه! خواهرت خیلی کوچیکه و تو نباید باهاش این جوری رفتار کنی!

    رز با بغض به سمتش رفت و گفت :
    رز _ مامان اون بهم گفت خرفت !
    مامانم با اخم بهم نگاه کرد و گفت :
    مامان _ امشب با بابات حرف می زنم؛ وقتشه که یک تصمیم جدی برای این رفتار زشتت بگیریم …
    با حرص داد زدم

    من – ولی من که کاری نکردم؛ همش تقصیره …
    مامانم به اتاقم اشاره کرد و با عصبانیت داد زد :
    مامان _ برو توی اتاقت و تا وقتی که بهت نگفتم، بیرون نیا!
    با دو به سمت اتاقم رفتم و در رو محکم بستم، خودم رو روی تختم انداختم و با بغض گفتم :
    من – از همتون متنفرم! کاش بمیرید!

    درد بدی رو توی قلبم احساس کردم… عروسکم رو برداشتم و با خشم، موهاش رو کشیدم و به کنار اتاق پرتش کردم. به سمت کمدم رفتم و یک دفتر برداشتم؛ بر روی تختم دراز کشیدم… روی کاغذ خط خطی کردم، تا کمی حالم بهتر بشه… با صدای مامانم به خودم اومدم

ارسال دیدگاه

سریال غنچه های زخمی قسمت 341 سیصد و چهل و یک – ‏ghonchehaye zakhmi ۳۴۱ مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.