ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان بانکدار نسخه کامل پی دی اف – roman bankdar

رمان بانکدار

دانلود رمان بانکدار نسخه کامل پی دی اف – roman bankdar

دانلود رمان بانکدار

 

دانلود رمان بانکدار

 

رمان بانکدار یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان بانکدار دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان بانکدار به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

خلاصه‌ای از رمان بانکدار

 

 

از مادربزرگم یه خونه کوچیک خارج از فلورانس برام به جا مونده بود.

یه خونه قدیمی و عتیقه.

لوله های آبش بحدی فرسوده بودند که وقتی سیفون توالت رو میکشیدم
میتونستم صدای جریان آب رو تو کل خونه بشنوم.

سنگ های بیرونی ساختمون ترک برداشته بودند و شیشه های پنجره ها بقدری عمر کرده بودند

که بی توجه به اینکه چندبار تمیزشون کرده باشم همیشه مات و کدر بنظر می رسیدند.

تا شهر فاصله کمی وجود داشت،

طوری که هیچ وقت احساس نمیکردم واقعا بیرون از شهر و در حومه توسکانی* سکونت دارم،

ولی همین فاصله، آرامش و سکوتی رو که همیشه دلم میخواست واسم به ارمغان اورده بود.

هرروز صبح تو بهار و تابستون میتونستم صدای سرزنده و شاد پرنده ها رو از پنجره بشنوم.

این مکان از مدت ها قبل برام یه پناهگاه شده بود

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک پی دی اف - My Name Is Sheytoonak

درست از وقتی که به خانوادهام پشت بودم.

 

 

بخش های از رمان بانکدار

 

 

کیتو مثل یخ، سرد بود و بحدی جدی و بی احساس رفتار میکرد که انگار بویی از انسانیت نبرده بود.

اون فقط به سه چیز اهمیت میداد؛

سکس، مشروب و پول.

قلبی تو سینهاش نداشت،

و قبل از اینکه زندگی یه نفرو برای همیشه به پایان برسونه لحظه ای تردید نکرده بود.

اون همه جا با شمار زیادی از اتومبیلهای امنیتیاش تردد میکرد

چون به خوبی میدونست دنیا پر از دشمنانشه.
اگه بهت مشکوک بشه،

گردنتو میشکنه.

 

 

دانلود رایگان رمان بانکدار  

 

چشم هام روی هیکلش کشیده می شد و می دیدم که چقد شیار بین عضلاتش عمیق شده.

سینه اش ستبر بود و دو سر بازوهاش حداقل یک اینچ پهنا داشت.

رگ های دستش برامده بودند و عضلات ران پاش محکم بود.
اون زیبا به نظر می رسید در حالی که من حامله بودم.
شکم گنده و چربی بیشتری توی باسن و ران داشتم و فراموش کرده بودم

که ناحیه بیکینیم رو شیو کنم و خیلی وقت بود که این کار رو نکرده بودم

چون حامله بودم و در واقع کسی من رو برهنه نمی دید.
به سمت من اومد و چانه من رو بلند کرد تا بتونه ببوستم.
من رو به نرمی با لب های هدفمندش بوسید.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان جانان پی دی اف - Janan

نفس هاش سریع تر شد و دست هاش رو توی موهام فرو برد.

 

roman bankdar

 

I was left with a small house outside of Florence by my grandmother
An old and antique house
The water pipes were so worn out when I pulled out the toilet siphon
I could hear the sound of running water all over the house
The outer stones of the building had cracked and the window panes were so long
Regardless of how many times I cleaned them, they always looked dull and dull
There was a short distance to the city
So I never felt like I was really out of town and on the outskirts of Tuscany
But that distance brought me the peace and quiet I had always wanted

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *