دانلود رمان بغض محیا پی دی اف – boghz mahea

    دانلود رمان بغض محیا سپیده تهرانی

    دانلود رمان بغض محیا

    رمان بغض محیا  یک رمان زیبا میباشد که توسط سپیده تهرانی نوشته  و منتشر کرده است. ژانر رمان بغض محیا در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان بغض محیا  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    لینک های دانلود رمان بغض محیا

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

    *

    بخش هایی از رمان بغض محیا

    حالا میفهمم چرا وقتی بهت نزدیک میشدم کنترلم از دست میدادم…
    منی که حتی با کسی که به قول خودم عاشقش بودم،هیچ وقت تجربه نکردم…
    و من تمام تنم گوش شده بود براي شنیدن حرف هاي شیرینش…
    – حالا محیا رسیدیم به آخر بازي…
    اونجایی که من باید تاوان تمام کارایی که کردم وپس بدم…
    یادمه میخواستی که دیگه…
    انگار سخت شده بود حرف زدن برایش…
    – کنارم نباشی…
    دستانم رارها کرد…
    – حالا ازت میخوام که تو زندگی گندم نباشی محیا…
    حق تو زن دوم بودن یه مرد زن دار مریض نیست…
    نمی خوام به پاي من و هدي بسوزي، باید بري…

     

    دانلود رمان بغض محیا با فرمت های pdf , apk , ios

    به صورتم نگاه کرد…
    و پشت هم لبانم را بوسید…
    قطره اشکم چکید روي دستی که صورتم را احاطه کرده بود…
    مکث کرد…
    و دوباره نگاهم کرد…
    ومن بی قرار زل زدم به نگاهش…
    دلم میخواستش…
    میدانستم بی حیایی بود…
    اما من عجیب دلم میخواست شوهرم را…
    موهایم را از اطرافم جمع کرد و در مشتش گرفت…
    و عمیق بوسید و بوسید و بوسید و بوسید…
    و من غرق لذت میشدم از این محبت هایش…
    انگار جان میگرفتم…
    منی که تمام عمرم تشنه ي باران بوسه هایش بودم…
    موهایم را روي شانه ام رها کرد…
    ومن دیدم اشک حلقه زده در چشمان مرد مغرورم را…
    لب زد – :لعنت به من…
    کمی بلند تر رو به من کرد- :ببخش که لیاقتتو نداشتم…
    و من مبهوت سر جایم ماندم…

     

    دانلود رایگان رمان بغض محیا

    منی که منتظر ادامه ي معاشقه اش بودم…
    منی که با تمام وجود میخواستم لمس کنم شوهري را که هیچ وقت سهمی نداشتم از زن بودنش…
    من تمام زنیتم را کنار امیر عباس حس میکنم و او اینطور مرا رها میکند…
    تا باز هم جوانمرد باشد…
    و اي کاش کمی براي دل بیچاره ي من هم جوانمردي میکرد…
    اي کاش براي من هم همان امیر عباسی بود که همه روي سرش قسم میخوردند…
    اي کاش این همه بی رحم نبود برایم…

ارسال دیدگاه

شهادت حضرت علیعکس نوشته شهادت حضرت علی مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.