ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم نسخه پی دی اف

رمان بگذار امین دعایت باشم

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم نسخه پی دی اف

 رمان بگذار آمین دعایت باشم 

 

 

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم نسخه پی دی اف

 

 

رمان بگذار آمین دعایت باشم  یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان بگذار آمین دعایت باشم  دسته رمان عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان بگذار آمین دعایت باشم  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

خلاصه‌ای از رمان بگذار آمین دعایت باشم 

 

 

به نام خدایی که داشتنش جبران همه نداشته هایم است.
دستم روی کراوات و نگام روی اون همه جذابیت موند.
کراوات رو به طرفش دراز کردم و اون دور گردنش انداخته باز مثه همیشهههه درگیری پیدا کرد

و من یه نیمچه لبخندی به اون همه نابلدی دور از انتظار زدمو با یه قدم بلند خودمو بهش رسونده

کراواتو بی حرف به دست گرفته با چند تازیر و رو بردن دو طرف اون نوار ن سبتا باریک ب ستمش و محکمش کردم

و اون عطر تلخی که برام از بچگی معنی حضورشو داشت رو به ریه کشیدم.

امروز سههه تا قرار دارین و دوتاب قبز از ناهاره که یکیش مربوه به پروژه شرکت تهام میشه

و یکیش هم برای مذاکره با شرکت سهامیه و سومین قرارتون مربوه به ناهاره که تو رستوران

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان یک عاشقانه ی آرام نسخه پی دی اف

همیشگی باید مهندس شمس رو ملاقات کنین و در ضههمن بعدازرهر برنامه بال لواسههون

آقای احتشههامو دارین که تا پس فردا ادامه داره.

 

 

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم نسخه پی دی اف

 

 

باز یه نگاه کلی توام با اعتماد به نفس تو ذاتش قز قز کرده تو آینه انداخت و کیف سامسونیت

با لایه چرم اصلش رو به دست گرفت و مثه همیشه بی توجه به من از اتاق بیرون زد.
اما تو لحظه آخر با یه چرخش طرفم برگ شته با نگاه همیشه سردب منو نشونه رفته گفت :

آیلین هنوز خوابه ؟
– نمیدونم و من هنوز ایشونو ندیدم .
ابرو بالا انداخته از جلوی در کنار رفت و…
فقط حرفش آیلین بود ؟

همیشه حرفش آیلینه.
لباس های تو کمد رو زیر و رو کرده یه شههلوار کتون قهوه ای سههیر و یه پولیور کرم

با طرحای لوزی قهوه ای و یه کت چرم به رنگ شههلوارب روی تخت گذاشتم

و از اتاق زدم بیرون و اینم از ست تیپش واسه بعد از رهر.

خانوم گز رو با اون هیکز گرد و منو یاد کدو قلقله زن تو آشههپزخونه مثه همه این سهههالا

با عادت رررر مشههوول رو برانداز کرده دلم از این همه ررررب پوسید.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان دلسا پی دی اف - Delsa

 

 

  roman Begozar Amin Doayat Basham

 

 

In the name of God, having him is the compensation of all that I have not had
My hand stays on the tie and then on all that charm
I stretched the tie towards him and he threw it around his neck and he always got into a fight again
And I smiled at all that ignorance, far from expectation, and took a long step towards it
Holding the tie without saying a word, I pressed and tightened it with a few taps and turning the two sides of that narrow strip
And I inhaled that bitter perfume that meant his presence to me as a child
Today, you will be at Saheh Ta and Dotab Ghobz from lunch, one of which will be dedicated to the project of Toham Company
And one for negotiating with the stock company and your third appointment for lunch at the restaurant

 

 

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *