دانلود رمان دانشجوی شرطی نسخه کامل پی دی اف – roman daneshjoye sharti

    دانلود رمان دانشجوی شرطی

     

    رمان دانشجوی شرطی.jpg

     

    رمان دانشجوی شرطی یک رمان زیبا میباشد. ژانر رمان دانشجوی شرطی دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان دانشجوی شرطی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     

     

    خلاصه‌ای از رمان دانشجوی شرطی

     

     

    طنین زمزمه اش کنار گوشم ،

    برخورد نفس های گرمش به پوست نازک همان ناحیه،

    عطرکاپیتان بلک غلیظش، زبری ته ریش اصلاح شده و دستان نوازش گرش..

    اصلا نمیگذاشت روی حرکت دادن پاهایم تمرکز کنم!

    با اینکه چندین بار پایش را لگد کردم ولی هنوز درحال زمزمۀ آهنگ red In lady بود
    فکر میکردم با پوشیدن آن لباس قرمز ساده و بلند میتونم حرصش رو در بیارم،

    یا نرفتن به آرایشگاه و تنها کشیدن خطی توی چشمام و زدن رژ لب قرمزی

    به رنگ لباسم میتونم عصبانیش کنم..
    ولی..
    ذهی خیال باطل!

     

     

    بخش های از رمان دانشجوی شرطی

     

     

    برعکس انگار قرمزی لباس و لب هایم بد جور هم به دلش نشسته بود

    چرا که لحظه ای نمیتوانست چشم از لب هام بگیره..

    و این یعنی ته بد شانسی..!
    نفس عمیقی کشیدم و تکونی به خودم دادم

    تا شاید کمی از حصارتنگ دست هاش راحت بشم ولی حرکت بیهوده ای بود.
    یکی نیست توی این وضعیت بهش بگه آخه زشته!

    این کارا چیه میکنی تو؟؟
    اونم جلوی این جمعیت عظیم از اقوام خودش و من و دوستان و آشنایان و همکارانمون..

    احساس میکردم از شرم مانند همون لباسم سرخ شدم

     

     

    دانلود رایگان رمان دانشجوی شرطی 

     

    خداوند چقدر خوب در و تخته را باهم جور کرده بود!!!

    بالاخره جمعه شب رسید..
    بازهم خودم خودم را آماده کردم..

    داخل اتاق خواب ماندم!
    لباس بلند صورتی رنگم را به تنم کرده و صورتم را کمی کرم زده سرمه کشیده

    و رژ لب صورتی رنگی هم به لب هایم زدم و آنقدر تغییر کرده بودم

    با همین سه تیکه آرایش که خودم، خودم را نمی شناختم!
    ایلیا وقتی آراسته و عطر و گلاب زده وارد اتاق شد

    و مرا دید یک لحظه شک زده جلوی در ماند و حرکتی نکرد.
    لبخندی به رویش زدم که به خود آمد،

    به سمتم آمده و صورتم را با دستانش قاب گرفت و بوسه ای بر پیشانی ام نشاند..
    حاشیه های شالم را آرام دست کشید و گفت:

    تمام دارایی من…

    تمام غرور من تویی
    گل رز صورتی رنگم..!

     

    roman daneshjoye sharti

     

    The sound of his whispering in my ear

    His hot breaths hit the thin skin of the same area

    Captain Black’s thick perfume, modified beard roughness and hands caressing the beard

    It didn’t allow me to focus on moving my legs at all

    Although I kicked her several times, she was still whispering the song Red In lady
    I thought I could get rid of her greed by wearing that simple, long red dress

    Or not going to the barber shop and just drawing a line in my eyes and applying red lipstick

    I can make her angry with the color of my clothes
    But
    False imagination

     

     

     

     

ارسال دیدگاه

تصادف پورشه در اصفهانتصادف پورشه در اصفهان و حواشی آن مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.