دانلود رمان دلبرونه پی دی اف – DelBarone

    دانلود رمان دلبرونه

     

    دانلود رمان دلبرونه

     

    رمان  دلبرونه   یک رمان زیبا میباشد که منتشر شده است. ژانر رمان دلبرونه در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن  رمان دلبرونه  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     

    لینک های دانلود رمان دلبرونه

     

    دانلود فایل pdf نسخه اصلی برای گوشی و کامپیوتر

     

    فصل اول

     

    فصل دوم

     

    فصل سوم

     

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

     

     

    بخش های از رمان دلبرونه

     

    با وحشت سریع از حمام بیرون اومدم و ارباب و توی اتاق ندیدم .

    فرصت خوبی بود تا خیلی زود لباس بپوشم .

    سریع لباسمو پوشیدم و موهام و بافتم .

    ساعت نزدیک شام بود پس از اتاق بیرون رفتم

    و همه رو دور میز شام دیدم .

    پشت یکی از صندلی ها نشستم

    و نگاه تیز مادر ارباب و کاملا حس میکردم

    رویخودم .

    با اوردن غذاها همه شروع به خوردن کردن

    که ارباب از هر غذا کمی توی بشقابم گذاشت .

    ببین کدومش به مزاجت خوبه همونو برات بکشم .

    سری تکون دادم غذاهارو مزه گردم

     

    دانلود رمان دلبرونه با فرمت های pdf , apk , ios

     

    دستش اروم روی شکمم بالا پایین میشد
    و من حس بدی از این نزدیکیش نداشتم.
    یه حس خاص به فرزین داشتم
    که مطمئن بودم عشق نیست.
    من مثل برادرم میدونستمش
    که همیشه اینقدر کوتاه می اومدم.
    اما خوب میدونستم
    احساس اون به من برادرانه نیست.
    سعی کردم حضورش و نادیده بگیرم
    و بخوابم اونم کاری جز نوازش شکمم نمیکرد…

    دانلود رایگان رمان دلبرونه

     

    چرا درک نداشت که این بچه برای آریاس نه اون.
    حدود بیست دقیقه فرزین با آرام حرف می زد
    و قربونت صدقه اش می رفت .
    عجیب بود که ارام ،
    اروم بود هم بهش خیره. .
    الا ن باید اریا قربونت صدقه ی بچه اش می رفت نه فرزین .
    مسبب اینکه الان اریا
    کنار من وبچش نیست همین مرد بود .
    خودم روکشیدم جلو و ارام رو ازش گرفتم .
    با تعجب بهم خیره شد.
    بدو ن اینکه بهش نگاهی کنم گفتم :
    وقت شیر دادانشه باید بهش شیر بدم
    وگرنه قندنش می افته .
    لبخن دی زد و گفت :
    ای من به فدای نگرانی تو…
    دخترم وقتی تورو داره هیچی کم نداره .
    تو بهترین مادر برا شی. .

     

ارسال دیدگاه

سریال غنچه های زخمی قسمت 340 سیصد و چهل – ghonchehaye zakhmi ۳۴۰ مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.