دانلود رمان دیازپام پی دی اف – Diazepam

دانلود رمان دیازپام پی دی اف – Diazepam

دانلود رمان دیازپام  فریده بانو 

 

دانلود رمان دیازپام

 

رمان دیازپام  یک رمان زیبا میباشد که توسط  فریده بانو  نوشته  و منتشر شده است. ژانر رمان دیازپام  در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان دیازپام  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان دیازپام

 

دانلود فایل pdf نسخه اصلی برای گوشی و کامپیوتر

 

فصل اول

 

فصل دوم

 

فصل سوم

 

فصل چهارم

 

فصل پنجم

 

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

 

 

بخش های از رمان دیازپام

 

روبروی آینه ی کوچک توی تنها اتاق خونه ایستادم.

موهای مشکی و نرمم رو کامل بافتم و لچکو روی پیشونیم بستم.

مادر وارد اتاق شد.

نگاهی به قد بلند و هیکل تقریباً درشتش انداختم.

لباسهای بلند و پرچین بختیاریش تنومندتر نشونش می داد.

-این کار و نکن دختر …

برای چی میخوای بری اون عمارت؟

چرخیدم و رو به روش قرار گرفتم.

-تو نگران چی هستی؟

چرا من و از اون عمارت دور می کنی؟

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان لکسوز پی دی اف - Lexos

بعدشم، توی این ۲۳ سال سن

همه من و به چشم یه پسر دیدن،

دیگه ترس نداره!

 

دانلود رمان دیازپام  با فرمت های pdf , apk , ios

 

نگاهمو از رو شونه اش رد کردم و به پشت سرش دوختم اما دست بردار نبود.

دستش روی چونه ام نشست و سرم و بالا آورد.

-به من نگاه کن اسپاکو.

نگاهم توی صورتش چرخید و آروم بالا اومد و روی چشمهاش نشست.

همینطور که دستش هنوز زیر چونه ام بود نگاهش و بهم دوخت.

-تا حالا کسی بهت گفته اصلاً دروغگوی خوبی نیستی؟

لبمو به دندون کشیدم.

-کسی حرفی زده؟

چیزی شده که تو این بلا رو سر چشمهات آوردی؟

گامی به عقب برداشتم.

دستش از چونه ام جدا شد.

-نه کسی حرفی زده و نه چیزی شده.

-داری دروغ میگی.

-کاری داشتی اومدی اتاقم؟

پوزخندی زد.

-نمیخوای دلیل قرمزی چشمهات و بگی؟

-نه! سری تکون داد.

-مجبورم برای چند روز برم مأموریت.

 

دانلود رایگان رمان دیازپام

 

-پس مهر پدر و فرزندی چی؟

دائی چرخید سمتم و هر دو بازوم رو توی دستهاش گرفت.

-اون اگر می خواست پدر باشه،

دست از کارهاش بر می داشت و کنار تو و مادرت می موند.

از روزی که به دنیا اومدی تا به امروز با هاویر هیچ فرقی برام نداشتی و نداری؛

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان دون جوانی

تو دختر منی.

سرم و روی سینه ی مردونه اش گذاشتم.

ضربان قلبش بهم آرامش می داد.

پدر یعنی کسی که حامی آدم باشه و دایی دقیقاً همین بود؛

حامی من از قبل تا الان.

گاهی بعضی آدمها اسم مقدس پدر رو به لجن می کشن.

-الان همه چی رو میدونی …

درسته مادرت رو از دست دادی اما اینو بدون مادرت با ارزش از دنیا رفت.

تا لحظه ای که بود از وطن و ناموسش دفاع کرد.

این باید برای تو باعث افتخار باشه که چنین مادری داشتی.

خسته ای، بهتره استراحت کنی.

-دائی؟

-جانم؟

-خیلی دوستتون دارم.

-من بیشتر عزیز دلم …

شبت بخیر.

با رفتن دائی روی تخت دراز کشیدم و نگاهمو به سقف بالای سرم دوختم.

قلبم سبک شده بود.

انگار یه بار سنگین از روی دوشم برداشته بودن.

خدا رو بابت لطفی که در حقم کرد

و عامل مرگ دو مرد عزیز زندگیم نشدم شکر کردم

اما دلم تنگ مامان بود.

تنگ مهربونی و فداکاریش که از زندگی و جوونیش گذشت.

هرگز فکر نمی کردم یه روزی متوجه بشم

که دائی و مامان هر دو پلیس باشن.

چشمهام رو بستم و چهره ی

خندون مامان جلوی چشمهام جون گرفتن.

-هاویر،

عزیزم،

گفتن ماه عسل نگفتن که یه ایل و با خودت برداری ببری!

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان ماه دل پی دی اف - Moon heart

-آره اما من و آشو دوست داریم

با شماها بریم، مشکلیه؟

چشمهام رو براش لوچ کردم.

-تو واقعاً زبون نفهمیا …

بابا برید خوش بگذرونید.

 

دیدگاه ها

  • رضابانکی۰۹۳۵۱۵۹۳۴۰۳ 2020-08-21 :: 9:18 ب.ظ

    حضرت مولانا درخداذوب بود اینکه سعرازمولاناست یانه مهم نیست,,امانوع معناکردن شعرمهم هست ,رقص سماع دیدید؟؟؟ شایدشماانراخرافات بدانید اماپدیده اورنده انرامیشناسید؟؟ اما من انرا نهایت عشق وذوب شدن وازخودبیخودشدن دررسیدن به ذات حق میدانم نه خرافات ,افتاد !!؟؟بستگی داردخرافات راچگونه معنامیکنیدایا اعتقادات واقعی وعلمی ملتهاراخرافات میدانید امروز عالمان حقیقی دانشمندان صادق عالم باپیشرفت علم به وجودخداوندکاملا یقین یافتندوبرایشان محرزگردیدمن به اغده ایها معارضان بادین وخداوندارتباطی ندارم وقتی این شعر از یک شخص خداپرست واقعی زاییده شودمعنایش رابایدعاشقان راهش بیابی,نه من نوعی کینه ای واغده ای ازخالق جهان,,, ۱؟؟اری مادانش وخرد راکشتیم گاووفرعون وترامپ وهنرپیشه پرست وتکنولوژی پرست شدیم اینهاهمگی خرافات هستندازخداغافل شدیم درقرنی که قصبه ها هم حمام دارند وروزانه حمام میروندوبهداشت حرف اول میزندخداوندعالم بشررااگاه میکندکه به علمت نناز,,تمام فرودگاههای جهان راباریزترین موجودکه نمیبینیدمیبنددهمه راخانه نشبن میکند ایا بازشما متکبران ریقوی لاشی صفت به خودمینازیدبرویدخداوندعالم خالق زیبای رضابانکی به یک پلک زدن جهان راطوری دگرگون میکندکه درتخیل احدی ازشمانگنجدوووخرافات گاوپرستی ترامپ پرستی هنرمندپرستی ورزشکارپرستی پول پرستی تیپ پرستی واینکه هزارباراین ایه را بخوان ووواینهاخرافاتند انچه درقران هست هرگزهرگز توسط مولانا ردنشده وایمان به ان داسته وکلام خدا راعشق ورزیده یا مولانا به مذاهب بی اعتقادبوده پروتستان کانولیک حنبلی شافعی شیعه حنفی ووواما دین درذات یک خداپرست بوده وهست وخواهدبود,,,مزخرفات گویندانانکه مولانارابه دین بی اعتقاد پندارندووو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *