دانلود رمان عروس اعدامی پی دی اف – Executed bride

دانلود رمان عروس اعدامی پی دی اف – Executed bride

دانلود رمان عروس اعدامی  هستی صفرپور

 

دانلود رمان عروس اعدامی

 

رمان عروس اعدامی  یک رمان زیبا میباشد که توسط  هستی صفرپور  نوشته  و منتشر شده است. ژانر رمان عروس اعدامی در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان عروس اعدامی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان عروس اعدامی

 

دانلود فایل pdf نسخه اصلی برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

*

 

بخش های از رمان عروس اعدامی

 

غذامو خوردم و رفتم اتاقم.

رفتم حموم.

شب شده بود و بابا دوباره رفته بود مغازه.

آقای تیموری یک یا دو ساعت دیگه میمومدن.
یه لباس مشکی نخی که آس تینا ش تا آرنجم بود

و یه ساق مشکی پو شیدم.

موهامو بستم.

داشتم آرایش میکردم دیدم مریم دارهمیکوبه به پنجرش.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان در پی انتقام پی دی اف - Dar Peye Entegham

پنرجمو باز کردم
من:چته کوچه رو گذاشتی رو سرت
بابا یه ساعت واسه کی داره خوشگل میکنی.

به خدا تیموری زن داره
جدیدا زیادی گوهخورمش دیاهانی :

اگه میخواستم خوشگل کنم که این لباسایی که بر ای زمان دبیرستانم هست

و بای دمینداختم دور و نمیپوشیدم
ببین ناموسا با این حرفت نابودم کردی
حالا گمشو برو کار پیدا کن

 

 

دانلود رمان عروس اعدامی با فرمت های pdf , apk , ios

 

حسام هنوزم تو شوک بود

و فقط سرپا وایستاد ه بود

و رفتن دختره رو نگاهم یکرد.

وقتی به خودش اومد مچ دستم و گرفت

وچسبوندم به دیوار.

خودشم چسبید به من.

ای خاااعک تو سرم.

ننم این صحنه رو ب بینه تیکه تیکم میکنه میذاره سر چهارراه.
حسام با اعصبانیت گفت:
چطور جرئت کردی کسی که دو ساله دارم تلاش میکنم باهاش دوست شم و بپرونی
اولا ولم کن.

دوما اینم جبران کار غروبت که منو پیش مردم بی آبرو کردی
حسام با تعجب ولم کرد.

برگشتم حق به جانب نگاش کردم.

با تعجب گفت :
چقدر بچه ا ی تو.

یعنی الان بخاطر اون کارم این کار و کردی
بله

دختره پهن

 

دانلود رایگان رمان عروس اعدامی

 

حسام با تعجب حرکت کر د
مامان:

آخه من موندم چه لزومی داشت انقدر سریع عقد کنید.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان آیه های جنون

هیچ کاری نکردیم
حسام:

خیلی خوبه که
چی چیو خوبه.

من هیچ کاری نکردم.

آرایشگاه نوبت نگرفتم
من:

وااای آرایشگاه.

یادم نبود.

ول کن به مریم میگم برام درست کنه
حسام:

مگه بلده
آره بابا.

موهای روز خواستگاریم و مریم درست کرده بود
آفرین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *