دانلود رمان فرار از خواب پی دی اف – Farar Az Kahb

image_2019_2_19-19_21_44_877_w4J-300×300

دانلود رمان فرار از خواب پی دی اف – Farar Az Kahb

دانلود رمان فرار از خواب مریم سارابه

 

 

 

 

رمان فرار از خواب یک رمان زیبا میباشد که به قلم مریم سارابه به نگارش درآمده است. ژانر رمان فرار از خواب دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان فرار از خواب به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

بخش هایی از رمان فرار از خواب

 

 

شب میشود و باز مهتاب بالا می آید.

هر قدم که به سمت اتاقم برمیدارم انگار تیری در قلبم فرو میرود!

چشم هایم را میبندم و تاتر شروه میشود…
هر شب با اجبار به این صحنه ی سیاه تاتر دعوت میشوم‌ تماشاچی هستم ولی نقش اول داستان.
سکانس اول نوستالژیکِ با یک زندگی آرام.

سکانس دوم دراماتیک است با کمس تشنج قابل حل!
طاقت نمی آورم و چشمهایم را باز میکنم.

از صحنه ای خطرناک پرت میشوم به اتاق آرام و تاریک خودم!

یک آنتراک کوچک نیاز هر بازیگر و تماشاچی است.
ولی من از این نمایش خسته ام…

نمیخواهم به صحنه بازگردم ولی مرا قل و زنجیر شده به صحنه باز می گردانند.
سکانس بعدی اکشن است! بار رنگ خون و صحنه ای آتشین…

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان نخل خشکیده پی دی اف - Nakhle Khoshkide

انگار آتش را به جان من زده اند. میخواهم فرار کنم.

میخواهم آتش را خاموش کنم اما نمیشود!

شیطان بزرگ به دست و پا زدن من میخندد.

میخواهم با دستهایم سلاخی اش کنم ولی نمیشود…
سکانس چهارم رمانتیک است…آرام و ساکت …

و تنها بوی گل نسترن می آید! بوی خیانت در مشامم می پیچد

و باز آتش و من و صدای اسلحه…با وحشت از خواب بیدار میشوم.
از سکانس آخر فرار میکنم! سالهاست که نگذاشته ام سکانس آخر را چشمهایم ببیند…

فرار میکنم من از آخر قصه…فرار میکنم از خواب…
خوابی که هر لحظه اش تداعی گذشته است….
#رمان_فرارازخواب

قسمتی از رمان :
سنگی را از روی زمین برداشتم …

روی زانو نشستم سنگ و چند بار زدم به قبر.

دستم و گذاشتن روی پیشونیم به عکسشون روی قبر خیره شدم!

آخ خدا! کاش میدیمت اونوقت فقط ازت میپرسیدم چرا؟ این رسمش نبود…نبود.
آهی کشیدم و بلند شدم.

گلهای مریم و شقایقی که گرفته بودم گذاشتم روی قبر زیر لب زمزمه کردم
_تا بعدا…خداحافظ
حرکت کردم نزدیک ماشین بودم که موبایلم زنگ خورد.

با دیدن اسمش کمی اخم هایم توی هم رفت.

جواب ندادم هیچ حوصله نداشتم…

ریموت و به طرف ماشین گرفتم و

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *