دانلود رمان قرار انتقام پی دی اف – gharare antgham

    دانلود رمان قرار انتقام صبا سادات جمالی

    دانلود رمان قرار انتقام

    رمان قرار انتقام  یک رمان زیبا میباشد که توسط صبا سادات جمالی نوشته و منتشر شده است. ژانر رمان قرار انتقام در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان قرار انتقام  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     

    لینک های دانلود رمان قرار انتقام

     

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

    *

    بخش هایی از رمان قرار انتقام

     

    میدونی چیه اره میدونی مهمه که پشت دری که توی زیر زمینه جنازه 4 تا نوزاد
    رو ببینی که کلی سوسک و موش دورشن
    مهمه که 4 تا بچه بی*گ*ن*ا*ه* بو تعفن بگیرن
    مهمه که اگه یکی دیگه پیداش کنه زنگ بزنه به شما
    شما ها پاتون اینجا باز بشه
    ماموریت کوفتیت میره رو هوا
    حالا فهمیدی چقدر مهمه ارههههه
    گوشی رو قطع کردو کوبوندش به سرامیکا گوشیه داغون شد
    این دخترم عصبیه ها
    ولی خوشم اومد خوب سرهنگ و ساکت کرد
    مرد گنده نمیذاشت حرف بزنم
    خدا وکیلی نقشش اشکال داشت
    کلی چیز ها رو نه توضیح داد نه برنامه ریزی کرد

     

    دانلود رمان قرار انتقام با فرمت های pdf , apk , ios

     

    از اسانسور پیاده شدیم
    کلیدو انداختم رفتیم داخل
    کیان زیر لب -انگار زیر زمین جن داشته گرفتنش
    -اره جن داشته جن های کثیفی هم داشته
    -اخه چته تو یهو چرا اینجوری شدی
    با فریاد
    -واسه این که نامردی دیدم
    -صوداتو بیار پایین نصوفه شوبی اگه واسوه بچه هاسوت که باید بری از میلادو
    صال….
    وسط حرفش پریدم
    -نخیر بازم دم صالحی گرم که اگه یه غلطی هم میکنه اسمش روشه خلافکار
    ولی به جای داداشو و دوست خودشو جا میزنه بعد هزار تا غلط دیگه بکنه

     

    دانلود رایگان رمان قرار انتقام

     

    کیان-عه پس دلت از من پره من چیکارت کردم که اینجوری داری واسووه من
    صداتو میبری بالا ساکت شو بچه
    -اره دیگه تو اون سرهنگ منو بچه فرض کردید هر چند کار درستی کردید
    یه بچه یتیم که هیچی نمی فهمه
    یه بچه که هیشکی نبود یادش بده بزرگی رو
    یه بچه یتیم که غیر از 2 تا دوستش هیچ کس دیگه ایی رو نداره
    یه بچه که هر غلطی خواستیم بکنیم
    خفه شه هیچی نگه
    سواستفاده کنیم ازش
    هر غلطی ….
    چشمامو بسته بودمو داد میزدم که با سیلی که کیان زد تو گوشم ساکت شدم
    با چشمای سردم زل زدم تو چشماشو گفتم
    – از همه تون متنفرم
    با دو رفتم تو اتاقمو در رو با ضرب بستم
    یادم رفته بود که ادما چقدر نامردن

ارسال دیدگاه

بیوگرافی گلچهره سجادیهبیوگرافی گلچهره سجادیه مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.