ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان مهمان زندگی پی دی اف – mahman zandge

دانلود رمان مهمان زندگی پی دی اف – mahman zandge

دانلود رمان مهمان زندگی فرشته ملک زاده

 

دانلود رمان مهمان زندگی

 

رمان مهمان زندگی  یک رمان زیبا میباشد که توسط فرشته ملک زاده نوشته  و منتشر کرده است. ژانر رمان مهمان زندگی در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان مهمان زندگی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان مهمان زندگی

 

دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

*

 

بخش هایی از رمان مهمان زندگی

 

از تاکسي پیاده و به سمت کوچه به راه افتادند .روبروی خانه شان نازنین
مقابلش ایستاد وگفت :
– کي میاي بریم خرید ؟ ، میخوام سال آخري حسابي تریپ بزنم شاید
تونستم دل مشایخ و ببرم و دل همه دختراي دانشگاه بسوزه !!
نیشگوني از لپ گوشتي اش گرفت و گفت:
– تو توي همین لباسها هم خوشتیپي و دل همه رو میبري
– به پاي خوشگلي توکه نمي رسم
مادر نازنین از در حیاط بیرون آمد .هر دو به او سلام دادن و اوبا لبخندي
جوابشان را داد وگفت :
– حرفای شما دوتا تمومی نداره ؟! من نمی دونم شما چقدر حرف برا گفتن
دارین ؟!
نازنین با لودگي جواب داد:
– تقصیر شماست دیگه مامي جون ! اگه منو پسر زاییده بودی سایه رو می
گرفتم تا همیشه کنارم باشه

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی من

 

دانلود رمان مهمان زندگی با فرمت های pdf , apk , ios

 

بی توجه به او در حالی که درب را محکم به هم می کوبید از کلاس خارج
شد .اینقدر خشمگین ودرهم بود که دلش نمی خواست حتی گریه کند
،احساس تنفری شدید به آرمین در قلبش حس میکرد زیر لب زمزمه کرد
-لعنتی از خودراضی ،حالا می بینی که چجور حالتو بگیرم
این اولین باری بود که پس از اینهمه سال تحصیل از کلاس اخراج می شد
وچقدر این تحقیر برایش گران تمام شهده بود ،نمی دانست که چرا آرمین
فقد او را از کلاس اخرج کرده است در حالی که او مقصر واقعی این جریان نبود
تمام روز را در نمازخانه دانشگاه تنها نشست وگریه کرد به خاطر این تحقیر
دلش نمی خواست مقابل بچه ها ظاهر شهود.

 

دانلود رایگان رمان  مهمان زندگی

 

مثل یک مرده متحر در خود فرو رفته پیش میرفت احساس یاس وناامیدی به همه وجودش چنگ انداخته بود. نمیدانست چرااین اتفاق تلخاینهمه منقلب وافسرده اش کرده است.
باصهدای بوق ممتد اتومبیلی در کنارش رشهته افکارش از هم گسست ولی
حتی حوصله نیم نگاه هم به خیابان نداشهت باصدای خشمگین آرمین با
نهایت خونسردی به طرفش برگشت.آرمین در حالیکه شیشه ماشینش را
پایین داده بود وبا سرعت خیلی کم پا به پایش رانندگی میکرد با خشم دادزد
-کر شدی یه ساعته دارم صدات میزنم

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان نانحس پی دی اف - NaNahs
ترسا فیدالگو کیستترسا فیدالگو کیست مطلب تصادفی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *