دانلود رمان همخونه شیطون من پی دی اف – Hamkhone Sheitone Man

    دانلود رمان همخونه شیطون من

    دانلود رمان همخونه شیطون من 

    رمان همخونه شیطون من یک رمان زیبا میباشد که به نگارش درآمده است. ژانر رمان همخونه شیطون من دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان همخونه شیطون من به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     

    لینک های دانلود رمان همخونه شیطون من

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    بخش هایی از رمان همخونه شیطون من

     

    خلاصه داستان:

    حالا سره یه مسئله ای ازدواج اجباری بین این دوتا پیش میاد

    کاش بودی تا دلم تنهانبود

    تا اسیر غصه ی فردانبود رمان همخونه شیطون من

    کاش بودی تافقط باورکنی

    بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

    مامان:دختربگیر بشین دیگه سرم گیج رفت.

    نفس:مامان چرا درک نمیکنی استرس دارم.

    مامان:میدونم دخترم اما… رمان همخونه شیطون من

    همون موقع زنگ دربه صدا دراومد.

    نفس:وااای مامان بابا اینا اومدن

    مامان:باشه دخی الان سکته میکنی آروم باش

    دانیال باقیافه ی ناراحت و بابا باقیافه ی نگران وارد خونه شدن.

    نفس:نههههه خدایا چرا من؟

    چرا من انقدربدبختم؟

    ای همه آدم چرا من نباید قبول میشدم؟

    آخه چرااااا؟

    دانیال:ااااچته بابا کی گفته قبول نشدی؟

    نفس:چیییییی قبول شدم؟

    رمان همخونه شیطون من
    پ شما چرا انقدر ناراحتین؟چیزی شده؟

    دانیال دوباره قیافش رفت توهم که بابا گفت

    بابا:دخترم تو قبول شدی اما….

    نفس:اما چی؟وای نکنه پزشکی قبول نشدم یه رشته ی داغون قبول شدم؟

    نههههه

    دانیال:اههه بسه بزاربابا حرف بزنه دیگه

    نفس:باشه.حالاچرامیزنی؟

    بابا ادامه داد

    بابا:دخترم..راستش تو تهران قبول شدی

    ولی همون رشته ای که میخوای

    تاچند دقیقه تو شک بود.

    نمیدونستم الان باید خوشحال باشم یا ناراحت.

    بزارین خودمو معرفی کنم که بیشتر باهم آشناشیم.

    اسمم نفسه و۲۱سالمه.من توی خوانواده ی ۴نفری

    زندگی میکنم. رمان همخونه شیطون من

    یه داداش دارم به اسم دانیال که

    ازم۳سال بزرگتره یعنی۲۴سالشه.

    وضع مالیمونم معمولیه.یعنی نه اونقدر

    داریم که ندونیم کجا بریزیم ونه اونقدر

    فقیریم که پول اجاره خونه نداشته باشیم.

    الانم که فک کنم فهمیده باشین جواب

    کنکورم(پزشکی)اومده که تهران قبول  شدم.

    بابام خیلی امروزیه یعنی زیادی امروزیه

    اما اصلا دوست نداره که ما ازش جدا زندگی کنیم

    میگم خوب شما هم بیاین اونجا یه خونه بگیریم

    اونجا زندگی کنیم تازه کارتم که اونجاس.

    میگه نه خونه زندگیه من اینجاس  رمان همخونه شیطون من

    میگم بیاین بهم هفته ای یه بار سر بزنین

    میگه دوره ما چه جوری هرهفته از اینجا بکوبیم

    بیایم اونجا

    (خو راست میگه دیگه اصفهان کجا تهران کجا؟)

    بهش میگم اخه پدره من خوب میرم

    پانسیون دیگه دردت چیه؟

    میگه اونجا جای دخترای پاک نیست

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان نیلادانلود رمان نیلا یک داستان عاشقانه و زیبا مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.