دانلود رمان کوه غرور پی دی اف – Pride Mountain

دانلود رمان کوه غرور پی دی اف – Pride Mountain

دانلود رمان کوه غرور مهتاب

 

دانلود رمان کوه غرور

 

رمان کوه غرور یک رمان زیبا میباشد که توسط  مهتاب نوشته  و منتشر شده است. ژانر رمان کوه غرور در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان کوه غرور به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان کوه غرور

 

دانلود فایل pdf نسخه اصلی برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

 

بخش های از رمان کوه غرور

 

این خونه واقعا مثل یه قصربود.

همون چیزی که همیشه تو رویاهام میدیدم!

بزرگ و پر زرق و برق…

پراز وسایل ناب و گرون قیمت.

ولی یه همچین خونه ای چه طور میتونست

برای پسری به سن وسال اون باشه؟

اصلا رابطه اش باآرمیتا چی بود؟

نکنه دخترشه؟

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان فقط به خاطر دخترم پی دی اف - Faghat Be Khatere Dokhtaram

ولی چرا آرمیتا بهش میگه عمو؟اه…

من باز فوضولیم گل کرا!

شونه ای بالا انداختم و نگاه اجمالی به اتاقم کردم.

یه تخت خواب سفید یه نفره با روتختی آبی فیروزه ای…

یه کمد و میز تحریر سفید هم یه گوشه از اتاق بود!

در کل جمع و جور ساده به نظر میرسید اما نه از دید من…

من همیشه آرزوی یه همچین اتاق و وسایلی رو داشتم.

گوشی موبایلم زنگ خورد روژین بود جواب دادم:

بله؟

 

دانلود رمان کوه غرور پاک با فرمت های pdf , apk , ios

 

ازجوابم تعجب کرد…

انگار انتظار همچین چیزی رو نداشت…

بازم میخواست مثل همون دیانای احمق و بی دست
وپای قبل زود بترسم وبه حرفش گوش کنم اما…

منم داشتم تغییر میکردم همونطور که اون داشت تغییر میکرد…

بهخواسته ی خودش عمل میکردم!

مگه خودش ازم نخواسته بود از حقم دفاع کنم؟!

مگه خودش بهم نمیگفت نذارمکسی بهم زور بگه؟

مگه خودش اصرار نداشت مثل قبل بی زبون نباشم!؟

 

دانلود رایگان رمان کوه غرور

 

چشم چرخوندم بی اختیار دنبال دیانا میگشتم…

کنار آرمیتا پیداش کردم…

آروم وبی صدا حرف میزدن و میخندیدن!

لباسی رو که بالا تنش دیده بودم نپوشیده بود…

یه بافت طوسی رنگ تا زانو همراه شلوار جین تنش کرده بود!

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان احساس خاموش

موهای طلایی رنگش زیر شالش پنهون بود…

سنگینی نگاهمو که حس کرد سرشو به طرفم چرخوند…

نگاهش کهبه نگاهم گره خورد گونه هاش سرخ شد

و سرشو زیر انداخت…

لبخند محوی زدم…

من این سرخ شدنهارو به چی تعبیر کنم؟!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *