دانلود رمان اربابم باش جلد اول و دوم

    دانلود رمان اربابم باش

    رمان اربابم باش یک رمان اجتماعی و عاشقانه به قلم دنیا دوستی میباشد که هم اکنون میتوانید این رمان را با فرمت pdf از مجله ی اینترنتی ایلیاد دریافت کنید. رمان اربابم باش در دو جلد نوشته شده است که هر دوی آنها برای شما در ادامه مطلب قرار داده شده است. اگر علاقه مند به خواندن رمان عاشقانه هستید، این رمان عاشقانه، اجتماعی را از دست ندهید.

     

    خلاصه رمان اربابم باش

    جلد اول رمان در رابطه با دختری به نام آرام میباشد. آرام دختری دستفروش است که خرج خانواده را میدهد اما به دلیل بدهی مادرش مجبور به ازدواج با فردی به نام امیر میشود، امیر که مبتلا به بیماری پارانوئید است و بسیار شکاک است از آرام وارث میخواهد این در حالی است که او تحریک نمیشود… .

    جلد دوم رمان داستان رابطه‌ی آرام و امیر را شرح میدهد، رازهای بسیاری فاش میشود و جدایی هایی رخ میدهد… .

     

    بخش هایی از متن رمان اربابم باش

    اشکی از گوشه چشمم چکید !تمام بدنم درد میکرد و به خاطر کتکایی که دیشب مامان بهم زده بود تمام تنم کبود بود
    .مادری که در حقم مادری نکرد !منی که دست فروشی میکنم تا خرج خورد و خوراکمون رو تامین کنم
    !مگه چند سالمه؟ فقط ۱۸ سالمه .قطره اشکی از گوشه چشمم چکید
    . مادری که هر شب یکی رو با خودش به این خونه میاورد
    هنوز یادمه اون شبی رو که اومدن و تمام وسایل خونه رو خورد کردن به خاطر بدهکاری که مادرم تصفیه نکرده بود و من
    . تو این هوای سرد تا نیمه شب کار کردم تا تونستم پولشون رو بدم
    . بازم مادرم خجالت نکشید و بازم به کاراش ادامه داد
    . مادری که قول من رو به معشوقه پنجاه سالش داد
    . بغضم تبدیل به هق هق شد
    با همون چشمای گریون مانتو شلوار پوشیدم و کیف کوله ام که پر از شمع و یه سری خرت و پرت که میفروختم رو برداشتم
    . از پذیرایی کوچیک خونه گذشتم و وارد حیاط خیلی کوچیک ترمون شدم دستم به دستگیره نرسیده بود که در زدند
    در و اروم باز کردم که فقط نیمی از بدنم مشخص بود
    نگاهم به چهار مردی که دوبرابر من بودند افتاد

    اروم گفتم
    بفرمایید _
    یکی از مردا با صدای خش دارش گفت
    منزل صفوی؟+
    بـ.بله_
    یهو در و هول دادند و به سمت داخل دوییدند
    ! جیغی کشیدم و از دیوار گرفتم تا روی زمین نیوفتم
    مردی از همه اروم تر میرفت و سیگاری روشن کرد
    محکم از بازوش گرفتم و گفتم
    هی آقا ما اینجا…زندگی میکنیم…ناموس یه مرد دیگه ایم….بیاید برید بیرون بی شخصیتا +
    عینکش رو برداشت و جوری نگاه به دستم که دور بازوش بود کرد که سریع و با ترس عقب کشیدم
    چشماش قرمز بود !حاال از خشم یا چیز دیگه …نمیدونم
    سه مرد از اتاق بیرون اومدند
    یکیشون گفت
    ! امیر خان خونه نبود +
    اون که فهمیدم امیره جلو اومد و دستشو زیر شال برد و محکم موهام رو کشید و بلند فریاد کشید
    کجااااس؟+
    آخ …ولم کن_
    بلند تر داد زد و گفت
    اون مادر حرومزادت کو؟ +
    اشکام صورتم رو خیس کرد و بازم دم نزدم
    مشت محکمی تو صورتم نشست و به زمین کوبیده شدم
    پاره شدن پوست لبم رو حس کردم
    ! و لگدای محکمی که به تن و بدن نحیفم میخورد
    از موهام گرفت و بلندم کرد و کشید سمت ماشین مدل باالیی که کنار در خونه پارک بود جیغ دردناکی کشیدم و دست و پا
    میزدم
    توروخدا بزار برم +
    محکم کوبید تو دهنم که شوری خون رو کامل تو دهنم حس کردم
    . خفه شو توام مثل مادرت هرزه ای بریم ببین چه بالیی سرت میارم _
    اشکام صورتم و خیس کرد و برای بار هزارم به این بخت و اقبالم لعنت فرستادم که کاش من زاده این خانواده نحس نبودم
    با ایستادن ماشین به خودم اومدم نگاهمو سریع به بیرون دوختم باغچه های بزرگ و پر از گل و گیاه
    با باز شدن قفل مرکزی خودم و از ماشین پرت کردم بیرون و شروع به دوییدن کردم
    یه نفر از پشت به موهام چنگ زد و محکم به زمین کوبید
    ! آخ بلندی گفتم
    ! امیر خان کمربندش رو در اورد
    !خیلی از حدت گذشتی _
    با ضربه اول که به بازوم خورد مانتوم پاره شد
    حس میکردم ضربه ها پوستم رو میشکافه و به استخونم میرسه
    بعد از چند ضربه که شمارشش از دستم در رفت بی حال روی زمین افتادم مزه گس و شور خون توی دهنم بود
    از موهام گرفت و بلندم کرد و مقابل خودش نگه داشت
    این کوچیک ترین تنبیهه اگر دوباره تکرار بشه بالی بدتری سرت میارم +
    به لباسش چنگ زدم !حتی نمیتونستم چشمامو باز نگه دارم
    منو کشید سمت در کوچیکی که گوشه حیاط بود و پرتم کرد توش…

     

    لینک های دانلود رمان اربابم باش

    دانلود جلد اول با فرمت pdf

    دانلود جلد دوم با فرمت pdf

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 3٫50 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.