دانلود رمان آی پارا

    دانلود رمان آی پارا

    رمان آی پارا یک رمان بسیار زیبا به قلم سمیه .ف.ح میباشد که در سبک عاشقانه و اجتماعی نوشته شده است. داستان رمان در رابطه با موضوع خان ها و خدمتکاران میباشد. هم اکنون میتوانید این رمان عاشقانه زیبا را با فرمت های pdf, apk, epub برای موبایل اندروید، آیفون، کامپیوتر و لپ تاپ از مجله ی اینترنتی ایلیاد دریافت کنید. جهت دانلود رمان آی پارا به ادامه مطلب بروید.

     

    خلاصه رمان آی پارا

    رمان روایتگر خان زاده‌ی آذری به نام آی پارا است که در اثر ناملایمات زندگی و خیانت های اطرافیانش محل زندگی خود یعنی روستای کندوان را ترک کرده و به اجبار به خانه‌ی خانی زورگو به نام میرزا تقی خان در شهر اسکو به عنوان خدمتکار میرود اما در آنجا نشان میدهد با وجود رده ی پایینش در آن مکان، هنوز خون یوسف خان در رگ هایش جاری است و کل حکومت آن خانه را تغییر میدهد! در راه این تغییر، زندگی خودش و تک پسر خان نیز یعنی تایماز دچار تغییراتی میشود و… .

    بخش هایی از متن رمان آی پارا

    خسته بودم از پیاده روی .مسافت روستای زادگاهم تا اُسکو با پای پیاده خیلی راه بود. خودشون سوار اسب و قاطربودن اما من بیچاره رو با کفشای پاره و پای پیاده راه می بردن .دلم واسه آقاجانم خیلی تنگ شده بود اگه بود اینطور به من بی حرمتی نمی کردن.

    از پچ پچ هاشون فهمیدم رسیدیم .مطمئن بودم جای خوبی نیست و برخورد گرمی در انتظارم نخواهد بود .اما باید مقاومت می کردم .من آی پارا بودم .دختر یوسف خان .نباید کم می آوردم .با وجود زخمی بودن پاهام و گرسنگی بی حدی که ضعیفم کرده بود، سعی کردم افتاده راه نَرَم که دلشون خوش نشه که کمرم رو خم کردن. اسلان (یا آسلان هردو هم معنی اصلان یا همون شیر هستن که در لهجه های مختلف ادا می شن) نوکر حلقه به اومد پیشم و سرش رو نزدیک صورتم آورد و گفت:

    «هی دختر! تند بیا رسیدیم. جلوی، گوش میرزا تقی خان خان تعظیم کن و حرف اضافی هم نزن به نفع خودتِ فکّت رو ببندی. لبخند چندش آوری زد و ادامه داد :خان مثل من مهربون نیست ها.

    جلوی پاش تف کردم و گفتم: «دفعه آخرت باشه اون دهن بو گندوت رو اینقدر به من نزدیک می کنی وگرنه هر چی دیدی از چشم خودت دیدی.»

    کشیده محکمی به صورتم زد که گوشم زوزه کشید. با نفرت نگاهش کردم که گفت:

    این رو زدم تا یاد بگیری بگیری با اسلان خان چطور باید حرف بزنی . پوزخندی زدم و گفتم: هه اسلان خان؟ تو سگ خان هم نیستی چه برسه به خان .این منم که دختر خانَم. قهقهه ی کریهی زد و در حالی که دندونهای زشت زرد رنگش حالم رو به هم می زد گفت: تموم شد دوران دختر یکی یکدانه ی خان بودنت .اینجا تو یه خدمتکار گ.و.ه جمع کنی .همین .بعد هم از پشت هولم داد طرف در آهنی بزرگ قرمز که می دونستم پشت اون در زندگی راحتی در انتظارم نیست.

     

    لینک های دانلود رمان آی پارا

    دانلود با فرمت pdf

    دانلود با فرمت apk

    دانلود با فرمت epub

ارسال دیدگاه

بیوگرافی عرفان ابراهیمی بازیگر سریال گاندو مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.