دانلود رمان دختر طلاق - ایلیاد

    دانلود رمان دختر طلاق

    دانلود رمان دختر طلاق

    رمان دختر طلاق یک رمان زیبا به قلم فاطمه رنجبر میباشد که هم اکنون میتوانید از مجله اینترنتی ایلیاد با فرمت های pdf, apk, epub برای موبایل اندروید، آیفون، کامپیوتر و لپ تاپ دریافت کنید. جهت دانلود رمان عاشقانه دانلود دختر طلاق به ادامه مطلب بروید.

     

    خلاصه رمان دختر طلاق

    داستان در رابطه با دختری روستایی به نام آهو است، آهو دختری خجالتی و آرام است و از آنجایی که مادر امید، به دنبال یک دختر پاک دامن برای پسرش میگردد آهو را برای ازدواج با پسرش انتخاب میکند. خانواده‌ی امید طرز فکری اروپایی دارند اما وقتی که پدر و مادر آهو از یکدیگر طلاق میگیرند مادر امید به این نتیجه میرسد که آهو مایه ننگ خانواده‌ی آنهاست و باید طلاق بگیرد و همه‌ی کارها انجام میشود… . پس از این ماجرا آهو تصمیم به خودکشی میگرد اما دختری به نام تارا او را نجات میدهد و از آهوی منزوی و ساده یک دختر فوق العاده جذاب و زیبا میسازد تا از سمت کار تارا برای انتقام از امید جلو برود. به همین ترتیب آهو وارد جنگی با عشق و انتقام میشود اما پیروز این میدان کدام یک از آنهاست؟! رابطه‌ی امید و تارا چیست که آتش درد او را شعله ور کرده است؟!

     

    بخش هایی از متن رمان دختر طلاق

    مدرسه که تعطیل شد با تنها دوستم میشا راه با زگشت رو در پیش گرفتیم همیشه باهام برمیگشتیم خونه .

    _ آهو امروز خیلی خوب بود چقدر خوش گذشت با اون خیاطی کردن حرفه ایت خوب سمانه رو فیتیله پیچ کردی !

    خندیم و گفتم _جدی ؟ اما کاره خاصی هم نبود ولی خیلی بی ادب شده واقعا خوشم نیومد از برخوردش حتی خانوم کیانی ، دیدی چقدر بدش اومد ؟ خوب خیلی زشته آدم سره کلاس دبیر راحت هر حرفی دلش میخواد بزنه .

    _ توروخدا بیخیال این طرح جدیدی که دادن بدوزیم و واسم میدوزی ؟

    _ خجالت بکش هیجده سالته دختر به این بزرگی کارت رو میدی دست من ؟

    _ تو پیش زمینه داشتی بلد بودی ، من چی ؟ بچگی کلاس نرفتم که انقدر برام راحت باشه سال اول و دوم آسون بود بعد اون شد برام زهره مار !

    _ حالا خوبه رشتمون تجربی و ریاضی نیست ، اومدیم خیاط مملکت شدیم !

    _ نگو آهو همه رشته ها به درد بخوره اگه قرار باشه همه دکتر و مهندس بشن اگه روزی سفارش لباس کار داشتن کیا می دوزن ؟ خوب ما خیاطا !

    _مقبوله .

    اواسط راه بودیم که مسعود و سیامک دیدیم هرموقع از مدرسه برمیگشتیم بودن متلک انداختن که من و میشا اخم ۰ و نگاه چپ چپی نثارشون کردیم

    _راستی شنیدی ؟

    _چی ؟
    _یه پسر تهرانی اومده اینجا …
    _شنیدنش و شنیدم اما قسمت نشده زیارت کنیم

    _خیلی خوشکله من دیدم !
    _آخه اونه تهرانی و چه به مای روستایی !یه درصد فکر کن اصلا نگاهمون که
    _ حالا به گیرم که نگاهم کنه خوششم بیاد ، اصلا همه چی تکمیل باشه .

    سری تکون دادم
    _ کی بدش میاد ؟
    _ یعنی تو دوست داری ؟

    _ خوشکل که هست ، پولدار که هست ، اخلاقم اگه بد باشه ماله جذبشه ! چرا آدم باید از دست بده

    _ خجالتی بودیا .

     

    لینک های دانلود رمان دختر طلاق

    دانلود رمان با فرمت Pdf

    دانلود رمان با فرمت apk

    دانلود رمان با فرمت epub

ارسال دیدگاه

© کپی برداری از مطالب وبسایت ایلیاد با دادن لینک فالو به مطالب بلامانع است.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر