دانلود رمان فصل توت - ایلیاد

    دانلود رمان فصل توت

    دانلود رمان فصل توت

    رمان فصل توت یک رمان سه جلدی به قلم منیر کاظمی و ویراستاری مرضیه کاوه میباشد که توسط نشر علی به چاپ و توضیع رسیده است. این رمان را میتوانید با مراجعه به کتاب فروشی ها خرید کنید و یا در ادامه با مجله اینترنتی ایلیاد همراه باشید تا بخش هایی از آن را بخوانید.

     

    خلاصه رمان فصل توت

    خلاصه ای از رمان فصل توت منتشر نشده است، در زیر میتوانید بخش هایی از متن رمان را بخوانید. همچنین ده صفحه اول رمان به صورت فایل pdf به عنوان نمونه و جهت آشنایی با فضای رمان برای شما عزیزان قرار داده شده است.

     

    بخش هایی از متن رمان فصل توت

    تمام ملحفه ها پر از خون بود. رو تختی را کنار زد. خون تازه و قرمز بود. «این خونا از کجا اومده؟» ملحفه ها را تکان داد. زیر و رو کرد. «این خونا از کجا اومده؟» عصبی شده بود. دست هایش پر از خون بود. «اه اه اه. انگار یکی رو اینجا کشتن!» ملحفه ها را با عصبانیت از روی تخت کشید و روی زمین انداخت.
    – فیروزه؟
    به طرف صدا چرخید. هیکس نبود.
    – بله! بله! میعاد؟

    به دنبال صدا از اتاق بیرون رفت. چشم هایش رد خون را تا وسط سالن دنبال میکرد. «این خونا از کجا اومده؟»
    – فیروزه؟
    این بار با شدت و سرعت بیشتری چرخید.
    – میعاد این خونا از کجا اومده؟ میعاد؟!
    میعاد دست هایش را جلو آورد تا دست هایش را در دست بگیرد.
    – بیا بریم یکم هوا بخوریم.
    – میگم این خونا از کجا اومده؟ دستت… دستت… چیشده؟!
    نگاهش را از کف دست زخمی و چاک خورده و خون قرمزی که مثل چشمه بیرون میزد برداشت و به دنبلال صورت میعاد گشت. اما صورتی در کار نبود. هیچکس آنجا نبود. با وحشت دو دست بی صاحبی که در دستانش مانده بودند روی زمین انداخت. خودش را عقب کشید، «باید جیغ بزنم، باید جیغ بزنم.» تنها کاری که نمیتواست بکند. چند باری دهانش را باز و بسته کرد، اما تارهای صوتی اش کار نمیکردند.
    – تموم کرده.
    باز چرخید به سمت صدا. به طرف اتاقش دوید. در اتاقش چندین نفر در هم می لولیدند. ملحفه های خونی روی تخت بود و یک نفر لای ملحفه ها قرار داشت… .

     

    لینک های دانلود رمان فصل توت

    دانلود با فرمت pdf

ارسال دیدگاه

© کپی برداری از مطالب وبسایت ایلیاد با دادن لینک فالو به مطالب بلامانع است.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر