دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

Gofte-Boodi-Doostam-Dari

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

رمان رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه یک رمان زیبا به قلم اریل کاربر انجمن میباشد. این رمان در ژانر های عاشقانه، اجتماعی، کل کلی نوشته شده است و داستان دختری به نام نیلوفر را روایت میکند. او زندگی خوب و خوشی دارد و دانشجوی سال آخر پزشکی میباشد و با فردی به نام میترا دوست است که از بچگی بایکدیگر بزرگ شده اند، اما با رفتن میترا از زندگی اش و بازشدن پای نامزد میترا به زندگی اش اتفاقاتی می افتد که… . اگر علاقه مند به رمان عاشقانه هستید، رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه را از دست ندهید. این رمان زیبا را میتوانید با فرمت های pdf , jar , epub , apk برای انواع گوشی های اندروید، آیفون، جاوا، کامپیوتر و لپ تاپ از مجله ی اینترنتی ایلیاد دریافت کنید.

خلاصه ی رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه روایتگر داستان زندگی دختری به نام نیلوفر میباشد که زندگی خوب و خوشی دارد و دانشجوی سال آخر پزشکی میباشد. نیلوفر دوستی به نام میترا دارد که از کودکی بایکدیگر بزرگ شده اند و برای هم مثل دوخواهر میمانند. اما رفتن ناگهانی میترا از زندگی نیلوفر و آمدن نامزد میترا در زندگی او باعث اتفاقاتی میشود… .

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان دختر آبشار پی دی اف - Dokhtare Abshar

 

بخش هایی از متن رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

از دفتر دکتر زمانی امدیم بیرون …هی میترا غرمی زد به جونم ونق نق می کرد..که این زمانی چقدرحرف می زنه ….چیزی نداشتم بگم یه لبخند تحویلش دادم واین که این
بدبخت داشت همش راهنمایمون می کرد..

حرف حساب که جواب نداره تحویلش دادم..اون فقط ادای منو درآورد قیافش بس که
بامزه شده بود زدم زیرخنده..
انگار او حرصی ترشده بود از این خندیدنم سفت لُپ بدبختمو کشید…
+دختره لوس منو مسخره می کنی…؟
چی بهت بگم آخه ……؟
میترا رو کرد طرفم گفت حاال این هارو ولش کن، راستی شبنم با داییش صحبت کرده
..
من خوشحال شدم ..واقعا خوشحالی هم داشت ..ازاین که دوباره باهم هستیم….
میترا انگار چیزی یادش آمده باشد مثل بچه ها دستاش زد بهم گفت که امروز نیما از
مسافرت برمی گرده …چقدردلم براش تنگ شده
می خواستم بگم اونم همین قدر دلش برات تنگ شده… ولی دلم نیامد بزنم شادیشو
خراب کنم….
ولبخندی براش زدم …
میترادوباره حرفشوادامه داد گفت حاال باید برای مهمونی عمه مریم چی بپوشم.؟
گفتم: میترا کمدهای بدبختت،دارن منفجر میشن…مدلی نیست که تاحاال نخریده
باشی
+امشب یه شب خاصه می خوام توچشم نیما زیبا باشم…
دقیقا حرف همیشگی میترا …
نیمایی که عجیب همیشه تو پراین دخترمی زنه بابی توجه بودنش…

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان چشمان تاریکی پی دی اف - The Eyes of Darkness

 

لینک های دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

دانلود با فرمت PDF

دانلود با فرمت apk

دانلود با فرمت epub

دانلود با فرمت jar جاوا

 

جلد دوم این رمان هم اکنون درحال تایپ است، پس از انتشار آنرا برای شما عزیزان در وبسایت قرار خواهیم داد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *