دانلود رمان خون بس ارباب - ایلیاد

    دانلود رمان خون بس ارباب

    دانلود رمان خون بس ارباب

    رمان خون بس ارباب یک رمان به قلم حنا میباشد که در رابطه با دختری ست که به دلیل کشته شدن رئیس پدرش به دست پدرش، مجبور به ازدواج با پسر مقتول میشود و… . رمان در سبک اجتماعی نوشته شده است. خون بس یکی از رسوم قومی است که برای جلوگیری از ادامهٔ جنگ و دعوا و پایان‌دادن به قتل و کشتار و اصلاح روابط خانواده‌ها به آن مبادرت می‌ورزند. در بین عشایر نشین‌ها نیز درگیری‌هایی رخ می‌داد که گاهی بسیار شدید بوده و منجر به کشته‌شدن افرادی نیز می‌گردید. این کشته‌شدن سبب کینهٔ بیشتر شده و خانوادهٔ مقتول برای انتقام‌گرفتن اقدام به قتل یکی از نزدیکان قاتل کرده و این قضیه برای مدت طولانی ادامه می‌یافت. برای جلوگیری از تداوم این کار، بزرگان طوایف دیگر جمع شده و سران دو طایفه‌ای را که با هم اختلاف داشتند با هم آشتی می‌دادند. برای تحکیم حالت صلح، معمولاً دختر فرد قاتل یا یکی از بستگان نزدیک او را به عقد پسر مقتول درمی‌آوردند تا غائله پایان یابد. به این جهت به این نوع ازدواج خون بس می‌گفتند. این دختر در زندگی خود همیشه مورد آزار خانوادهٔ شوهرش قرار داشت و از کمترین حقوق معمول نیز، بی‌بهره بود به طوری که سرنوشت این‌گونه زنان در بین بختیاری‌ها به صورت ضرب‌المثل درآمده‌است. پس از پذیرش خون بس از جانب طرفین، نامه‌ای هم نوشته می‌شد که دو طرف آن را تأیید می‌کردند.. درادامه با مجله اینترنتی ایلیاد همراه باشید.

     

    خلاصه رمان خون بس ارباب

    رمان داستان دختری را روایت میکند که پدرش، رئیسش را کشته است و او مجبور است برای نجات پدرش از قصاص با پسر مقتول ازدواج کند. همانطور که حدس میزنید اتفاقات خوشی در انتظار دختر داستان نیست!

     

    بخش هایی از متن رمان خون بس ارباب

    ای وای باورم نمیشه .هرگزباورم نمیشه .پدرمن ک قاتل شد؟ کی دستش به خون آلوده شد؟ اخ خدا چه به روزمون اومد؟ مگه پدرمن به غیر ازیه کارگر ساده کارخونه چیز دیگه ای بود؟ پدرمن که حتی زیاد با کسی دمخور نمی شد حالا ریسشو کشته؟ اون که همش از خوبیه ریسش تعریف میکرد. بالشتم از گریه هام خیس شده بود کار پدرم نیست من مطمئنم. من دختر یکی یدونه بابام نمی زارم پدرم بی گناه اعدام بشه.

    من این اجازرو نمیدم من رضایت میگیرم. بعد از ظهرو نشون میداد 5 به ساعت روی دیوار نگاه کردم. از جا پریدم و شروع کردم به لباس پوشیدن مانتو کمشکککیمو با شککلوار جین کهنمو پوشککیدم مغنعمو سککرم کردم و کیفمو برداشتم. توسالن مامانم داشت گریه میکرد اونم باورش نمی شد. میدونستم مامانم خیلی سادس وکاری از دستش برنمیاد. خودم باید دست به کار میشدم ادرس خونه اون خدا بیومرزو داشتم. خونه بزرگ واشرافیی بود خوب از یه کارخونه دار انتظار دیگه ای نمیشد داشت. با استرس زنگو فشوردم صدای نازک و زنانه ای گفت کیه؟

    _ببخشید اقای منزل اقای مغانلو؟

     

    لینک های دانلود رمان خون بس ارباب

    دانلود با فرمت pdf

    دانلود با فرمت apk

ارسال دیدگاه

© کپی برداری از مطالب وبسایت ایلیاد با دادن لینک فالو به مطالب بلامانع است.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر