دانلود رمان عشق به توان 6

eshgh-be-tavane-6

دانلود رمان عشق به توان 6

 

 

دانلود رمان عشق به توان 6

 

 

رمان عشق به توان 6 یک رمان به قلم غزل، نگین و مینا میباشد که داستان شش دانشجو را روایت میکند. هم اکنون میتوانید رمان عشق به توان شش را از مجله اینترنتی ایلیاد با فرمت های pdf, apk, epub, jar دریافت کنید. اگر علاقه مند به رمان عاشقانه و هم خونه ای هستید حتما با مراجعه به ادامه مطلب و دانلود رمان عشق به توان 6 این رمان زیبا را مورد مطالعه قرار دهید.

 

 

 

خلاصه رمان عشق به توان 6

 

 

داستان در رابطه با یک اکیپ سه نفره از دخترهای دانشجو است

که آنها در دانشگاه شیراز قبول میشوند

اما به دلیل پر بودن تمامی خوابگاه ها مجبور میشوند دنبال خانه بگردند.

در همین مسیر با سه پسر آشنا میشوند

که آنها نیز همین مشکل را دارند اما بر خلاف دخترها خانه را پیدا کردند

ولی شرط صاحب خانه این است که آنها متاهل باشند.

 

 

بخش هایی از متن رمان عشق به توان 6

 

 

-اه میشا اینقدرابغوره نگیر اعصابم خورد شد

دختر میشا با یه صدای حرصی زنگدار در حالی که داشت

اشکاشو با کلنکس پاک میکرد روبه من گفت

– تو برو سرتو بزار بمیر همش تقصیرتوشد

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان مادام بواری پی دی اف - Madam Bovary

شقایق در حالی که دست کمی از میشا نداشت واماده بود کلمو بکنه گفت

– ننه ی مارو بگونمیدونم تو این چی دیدن که بهش مثل چشماش اعتماد داره

– هوی مراقب حرف زدنتون باشیدا گفته باشم

منم از کجا بدونم پذیرش خابگاها پر شده؟

میشا دوباره حالت تحاجمی به خودش گرفت
– نه مثل اینکه برای اوارگیمون توی غربت بدهکارم شدیم

-اولا تو گریه تو با اب بینی تو جمع کن صداش رو نرومه بعدشم این هزاربار من از…..

شقایق پابرهنه و جفت پا و نمیدونم شیش پل پریدبین نطق بلند من

– بله بله مادمازل شما از کجا باید میدونستین پذیرش خوابگاها پر شده؟

اخه ادم حسابی پس چرا به ننه بابایه ما گفتی خوابگاه گرفتم

نخیر نمیشه مثل اینکه باید دوباره امپربچسبونم

– به خاطر اینکه شما تا فهمیدید من برای لیسانس دارم

میرم شیراز مثل کنه بهم اویزون شدید

(اینا رو تقریبا که چه عرض کنم کاملا داد زدم و گفتم)

یه نگاه بهشون کردم دیدم لال شدن میشا هم گریه اش بند اومده بود

و هی سکسکه میکرد یه اههههههههههه صدا دار کردم ورو به میشا گفتم

– دایه فین فین کردنت تموم شد ای شروع شد میشا همچین مظلوم نگاه میکرد

بهم که یه لحظه دلم براش سوخت که فکر کرده میتونه خرم کنه !!!!

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان تاوان خواهم داد اما با عشق - Tavan Kaham dad ama ba eshgh

میشا با همون نگاش یواش گفت

– ببخشید بعد اروم زیر لب جوری که من نشنوم گفت

-دوباره مثل سگ پاچه گرفت دلم خوش بود اومده

اینجا دیگه پاچه نمیگیره واقعا تا الانم نگرفته بودا با صدای بلند رو کردم بهش گفتم

– د اخه لیاقت ندارین مثل ادم باهاتون حرف بزنم مدام روعصاب من فوتبال بازی میکنین

شقایقم مثل خودم طلبکارجواب داد

– خوبه یه متر پیش ما زبون داره ولی جلویه دختر پسرایه دیگه ومامان باباها

انقدر خانوم و باکلاس و عشوه ایه که شک میکنم دوستم باشی

بابا به دلم صابون زدم دیگه سگ اخلاقی نمیکنی و …

مثل خودش پریدم وسط حرفش وگفتم…

 

1

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *