دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی من

    دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی من

    رمان متجاوز دوست داشتنی من یک رمان به قلم … میباشد که در سبک اجتماعی و عاشقانه نوشته شده است. اگر علاقه مند به رمان عاشقانه هستید میتوانید رمان متجاوز دوست داشتنی من را از مجله اینترنتی ایلیاد دریافت کنید. 

     

    خلاصه رمان متجاوز دوست داشتنی من

    رمان متجاوز دوست داشتنی من داستان یک تجاوز است، دختری که به همراه کسی که عاشقش است در یک مهمانی شرکت میکند اما در آنجا اتفاقاتی می افتد که… .

     

    بخش هایی از متن رمان متجاوز دوست داشتنی من

    صدای فریاد پر از دردم میون شلوغی بیرون از اتاق گم شد.
    – تروخدا ولم کن. به من دست نزن من دخترم! لعنتی می شنوی چی میگم؟
    با تمام قدرت به سینه پهن و عضله ایش مشت می زدم.
    – مارتین تروخدا نکن!
    بی توجه به التماسای من زیر گوشمو مک زد و گفت:
    – هر چی بیشتر وول بخوری حریص تر می شم.
    گاز محکمی از الله گوشم گرفت:
    – آخ…
    مارتین- جــون… دردت اومد عزیزم؟! تازه اولشه ماهکم!
    – لعنت به تو مارتین.
    دوباره از ته دل جیغ زدم:
    – یکی به من کمک کنه…
    مارتین- هیچی نگو و لذت ببر هیشکی نیست نجاتت بده.
    التماس کردم ضجه زدم:
    – مارتین تو رو به کسی که می پرستی. من اینجوری نمی خوام.
    دستشو با فشار زیاد رو دهنم گذاشت:
    – گفتم خفه شو. یا همراهیم کن و لذت ببر یا خفه شو.

    اشکام هنوز جاری بود. روی تخت هلم داد و روم خیمه زد. اینجا آخر راه بود.
    ****
    با درد شدید زیر شکمم چشمامو باز کردم:
    – آی…
    با تعجب به سینه پهن و گردنی که جلوم بود خیره شدم و خودمو عقب کشیدم:
    – مارتین؟
    از وحشت زیاد چشمام گرد شد و هلش دادم.
    مارتین- وول نخور ماهک.
    – من اینجا چیکار می کنم! چیکار کردی باهام؟!
    تمام اتفاقات دیشب تو ذهنم مرور شد. رقص… مارتین… دستمو کشید… اتاق تاریک… خیمه زد روم… نه نه امکان
    نداشت. اشکام سرازیر شد و با عجز گفتم:
    – لعنت به تو مارتین؛ لعنت بهت! چه بالیی سرم آوردی؟!
    با مشتایی ک بخاطر تقالی دیشب هیچ جونی نداشت کوبیدم تخت سینش و جیغ زدم:
    – چرا لعنتی چرا؟!
    مارتین مچ دستامو گرفت و روم خیمه زد:
    – هیس هیس عزیزم هیس! می خوامت ماهکم… تو مال منی… باید مال من می شدی… عزیزم گریه نکن.
    من رو به خودش فشار داد و نوازشگونه دستش رو به سرم کشید:
    – درد داری؟ واسه همین گریه می کنی؟
    – ازت متنفرم مارتین! متنفرم! بدبختم کردی لعنتی…
    ناخونامو تو گوشت کمرش فرو کردم:
    – لعنتی درد دارم… بدنم درد… آی…

     

    دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی من

    فایل پی دی اف از این رمان منتشر نشده است!

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (8 votes, average: 4٫25 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

آموزش گذاشتن بیوگرافی در تلگرامآموزش گذاشتن بیوگرافی در تلگرام تصویری مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.