ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود داستان عشق و عقل پی دی اف – Eshgho Aghl

image_2019_6_17-22_43_48_609_9Kn

دانلود داستان عشق و عقل پی دی اف – Eshgho Aghl

دانلود داستان عشق و عقل

 

 

دانلود داستان عشق و عقل 

 

 

رمان عشق و عقل یک رمان زیبا میباشد که به نگارش درآمده است. ژانر رمان عشق و عقل دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان عشق و عقل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

بخش هایی از رمان عشق و عقل

 

 

جنگ سختی بود، تمام سربازان بی رمق شده بودند.

تا چشم کار می کرد، همه جا خاک و غبار دیده می شد!

جنگ در بیابانی عظیم صورت گرفته بود و از شدت گرما،سپاهیان توان مقابله با دشمن را نداشتند.
آباسا، یکی از سربازان دلاور جنگ،

در حالی که از شدت پیکار و جنگیدن عرق بر سر و رویش خودنمایی می کرد،

سوار بر اسب شد و خودش را به فرمانده رساند

تا اخبار جدیدی که از دشمن در دست داشتند را، به او اطلاع دهد.
هنگامی که به سیناریم، فرمانده جنگ رسید، تعظیم کوتاهی کرد و گفت:
آباسا: درود بر فرمانده سیناریم بزرگ.
سیناریم با همان صلابت همیشگی جواب داد:
سیناریم: خبر جدید چه داری سرباز؟
آباسا: دشمن لاک دفاعی اش را تغییر داده،

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان شفای عشق پی دی اف - Shafaye Eshgh

سوارانشان از غرب و پیاده نظام از شمال حمله را آغاز کرده اند،

چه دستور می فرمایید؟
سیناریم خوشه انگوری در دهان گذاشت و متفکر پاسخ داد:
سیناریم: اگر چنین باشد شکست می خوریم.

دستور عقب نشینی بده سرباز.
آباسا تعظیم کوتاهی کرد و سوار بر اسب سفیدش به سوی میدانِ جنگ تاخت.

گرچه خودش نیز در فکر عقب نشینی بود

اما به فرمانده اش خبر داد که بی اذن او کاری نکرده باشد.
به شیپورچی ها فرمان داد تا صورِ عقب نشینی را بدمند.

لحظه ای بعد تمام سپاهیان به اردوگاه برگشتند و زخمی ها را توسط ارابه به شهر بازگرداندند.
تمامیِ فرماندگان و سرانِ سپاه به دستور سیناریم جمع شدند.
سیناریم: درود بر شما دلاور مردان.

امشب را به عیش بگذرانید که فردا پیروز میدان خواهیم شد.
سردیس، فرمانده جناح غربِ سپاه گفت:
سردیس: اما شمارِ دشمن بسیار است و شمارِ ما اندک، چگونه بر آنان غلبه کنیم؟
سیناریم: جاسوس هایمان خبر دادند که دختر پادشاه گابریله،

دیشب به این جا آمده است؛ امشب او را مهمان اردوگاهمان خواهیم کرد.
همه آن ها بر هوشِ سیناریم غبطه خوردند.

اگر دختر پادشاه را در چنگ می گرفتند، بی شک او را مغلوب خود می ساختند.

سیناریم رو به آباسا گفت:‌

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان پلیس بازی پی دی اف - Police Bazi

تو و یارانت امشب مخفیانه به اردوگاه دشمن می روید

و به هر طریقی که شده آن دختر را برای ما می آورید.
آباسا به نشانه اطاعت سرخم کرد و رفت تا آماده تاختن به اردوگاه دشمن شود.
نیمه های شب، آباسا همراه سربازانش از سمت شرق به طور مخفیانه وارد اردوگاه دشمن شدند.

عده ای را به نگهبانی گماشت و به همراه بقیه ی سربازان وارد اردوگاه شد.
آرام و مخفیانه خودش را به اقامتگاه بزرگانِ دشمن نزدیک کرد

و منتظر فرصتی شد تا بتواند دخترک پادشاه را به چنگ آورد.
” تا دنیا، دنیا بوده، عشق وجود داشته و قوانین آن تقریبا تغییرناپذیر بوده است.

همواره دست ها در گردن ها حلقه شده و لب ها در جستجوی لب ها بر خواهند آمد.”

 

 

    لینک های دانلود



  • رمز فایل: eiliad.com
  • حجم: 2.55MB
  • تاریخ انتشار: 17 ژوئن 2019
  • نویسنده: Mohammad

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *