دانلود رمان آغوش غریب پی دی اف – Aghoshe Gharib

image_2018_12_23-23_53_39_779_vcI-290×300

دانلود رمان آغوش غریب پی دی اف – Aghoshe Gharib

دانلود رمان آغوش غریب زهرا سعیدی

 

 

دانلود رمان آغوش غریب

 

 

رمان آغوش غریب یک رمان زیبا میباشد که به قلم زهرا سعیدی به نگارش درآمده است. ژانر رمان آغوش غریب دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان آغوش غریب به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

بخش هایی از رمان آغوش غریب

 

 

سری تکون داد و خیلی خونسرد گفت:

-پس بهتره همین امروز با دنیای دخترونه ت خداحافظی کنی

و خودتو بفروشی َفریا کوچولو!

قلبم از حرکت ایستاد و تو گوشام اِنگار دَنگ دَنگ صدا میداد.

به طرزِ مسخره ای خندیدم و دیوونه وار صدام بالا و بالاتر می رفت.

کامبیز فقط نگام می کرد که به سمتش حمله ور شدم و گفتم:

-تو چه غلطی کردی؟!

دستامو تو هوا گرفت و گفت:

-اوی،اوی،قرار نبود شبیهِ گربه ها پَنجول بکشی!

دلم می خواست با همین دستام خفه ش کنم و گفتم:

-ولم کن عوضی،می خوام برم.

انگشتِ اشاره شو جلوی صورتم تکون داد و گفت:

-نچ،نچ،تو هیچ جا نمی ری مگه اینکه قول بدی دیبا رو عاشقِ من کنی!

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان من از این مرد میترسم پی دی اف - Az In Mard Mitarsam

باز اسمِ دیبا بهم جرأت داد و گفتم:

-عمراً.

اخماش رفت تو هم و گفت:

-پس حاضری از شرافتت بخاطرِ دیبا بگذری؟!

دیبا کسی بود که حاضر بودم براش جونمم بدم پس خیلی قاطع و محکم گفتم:

-آره،می گذرم!

دوباره شروع کرد به خندیدن و هم زمان دست هم می زد،

بعد یکدفعه ساکت شد و گفت:

-کجاست این دیبا خانم تا فداکاریِ دخترداییِ عزیزش رو ببینه!
هیچی نگفتم و فقط با نفرت نگاش کردم،

اونم خیره ی من بود و هیچی نمی گفت.

کم کم نزدیکم شد و انگشتشو کشید روی صورتم و گفت:

-لعنتیا،خانوادگی جذاب و خوشگلید!

دستام می لرزید و قلبم تند تند می زد.

امروز باید با تمومِ آرزوهام خداحافظی می کردم بخاطرِ اشتباهِ خودم.

 دیبا مقصر نیست و تنها کسی که مقصرِ این قضیه س منم.

منی که بدونِ شناخت از مردِ روبروم واردِ خونه ش شدم

و چشممو روی همه ی عقایدم بستم.

اومد نزدیک تر و دستش نشست رو تیره ی کمرم.

چشمهامو بستم و اولین قطره ی اشکم چکید رو گونه م.

نفسهای داغش گردنمو می سوزوند و صدای نحسش پیچید تو گوشم:

-گریه نکن چون اونوقت عصبی می شم.

به سختی نفس می کشیدم

و با این حرفش اشکام یکی پس از دیگری از هم سبقت گرفتند.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان نوای شب پی دی اف - Navaye Shab

سرشو آورد عقب و به صورتم نگاه کرد،بعد با دستش اشکامو پاک کرد و گفت:

-خاصیتتون اینه که وقتی گریه می کنین چشمهاتون به طرزِ عجیبی زیبا می شه!

به سختی لب باز کردم و گفتم:

-خاصیتمون؟!

    لینک های دانلود



  • رمز فایل: eiliad.com
  • حجم: 2.92MB
  • تاریخ انتشار: 4 می 2019
  • نویسنده: Mohammad

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *