دانلود رمان تانیا پی دی اف – tania

    دانلود رمان تانیا فاطمه رحمت زاده

    دانلود رمان تانیا

    رمان تانیا یک رمان زیبا میباشد که به قلم فاطمه رحمت زاده به نگارش درآمده است. ژانر رمان تانیا دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان تانیا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     

    لینک های دانلود رمان تانیا

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    بخش هایی از رمان تانیا

     

    خلاصه داستان:

    باشه تو رو برو من حاضر میشم میآم. سپیده که رفت منم به سرویس بهداشتی رفتم و پس از کارهای مربوطه از سرویس اتاق خارج شدم. لباس خوابم رو با یه سارافون آبی عوض کردم، موهام رو با عجله شونه زدم و از اتاقم بیرون رفتم تا بفهمم این مهمون کی هست. به سمت پلهها رفتم، پایین رفتن از این پلهها واقعا کار وقت گیریه و آدم رو اذیت میکنه، باید حتما به بابا بگم یه فکر درست و حسابی بکنه. – عمه. – صدبار گفتم به من نگو عمه، احساس پیری میکنم. سپیده با حرص گفت: – باشه بابا، حالا بیا این رو ببین. پشت سر سپیده راه افتادم، با چیزی که دیدم واقعا تعجب کردم. یه دختر بچه خیلی خوشگل روی مبل نشسته بود! – سپیده این دختر کیه؟ – من داشتم درس میخوندم دیدم در رو زدن، وقتی در رو باز کردم این بچه با ساکش پشت در بود. – کسی همراش نبود؟ – نه کسی رو ندیدم. – یعنی یکی این بچه رو آورده پشت در خونه ما و گذاشته رفته؟ – آره دیگه. – وایسا ببینم پس این نگهبانها اینجا کارشون چیه؟!

    امروز میخواستیم با سپیده و تانیا بریم بیرون و حسابی بگردیم. داشتم موهامو شونه میکردم که در اتاقم زده شد و تانیا داخل اومد. – سلام مامی،من حاضر شدم. – وای چه خوشگل شدی! واقعا قیافش بامزه شده بود، دو طرف موهاشو خرگوشی بسته بود، تیشرت و شلوار صورتی پوشیده بود. – تانیا؟ – بله؟ – برای انتخاب کردن لباس کمکم میکنی؟ – آره به سلیقه تانیا یه مانتو زرشکی که تا بالای زانوم بود، به همراه ساپورت مشکی پوشیدم .یه خط چشم کلفت هم کشیدم و آخر سر یه رژلب جیگری که حسابی تو چشم بود زدم. دست تانیا رو گرفتم و همراهش از پله ها پایین اومدیم. سپیده تا من و تانیا رو دید سوتی زد و گفت: ! جیگرها رو ببین ، – وای – برو اونور کم خودشیرینی کن سپیده بعد از برداشتن سوئیچ ماشین از خونه بیرون اومدیم،ضبط ماشین رو روشن کردم و آهنگ مورد علاقه و شادم رو پلی کردم، من و سپیده همراه اهنگ میخوندیم و خودمون رو تکون میدادیم. هی ببین منو بردی عقلمو جوری که همه میگن که حس و حال من چقدر دلخوشم بهت باز نگم بهت بانی تمام خندههام شدی به جرات حالم با تو نابه غوغا میکنه چشم تو من مجنونم

ارسال دیدگاه

  1. نرگس گفت:

    عالی

ایران و چینتاریخچه بازی ایران و چین در جام ملت های آسیا مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.