دانلود رمان زندگی سیگاری پی دی اف – Zendegi Sigari

    دانلود رمان زندگی سیگاری مرجان فریدی

    دانلود رمان زندگی سیگاری

    رمان زندگی سیگاری یک رمان زیبا میباشد که به قلم مرجان فریدی به نگارش درآمده است. ژانر رمان زندگی سیگاری دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان زندگی سیگاری به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    بخش هایی از رمان زندگی سیگاری

     

    خلاصه داستان:

    بگو که هیچ وقت پیدامون نمی کنن . من و تو آروان باهم خوشبخت میشیم؟ یوسف با این که چندان مطمئن نبود اما باز هم در حالی که سر مریلا را می بوسید و به بازی اروان با بادکنک ها خیره بود گفت:

    – ما تا ابد باهم هستیم،خانومم! بعد از خوردن کیک و باز کردن کادو ها برق هارا برای خواب خاموش کردند و هرسه به خواب رفتند.

    با صدایی مریلا از خواب بیدارشد به تخت خیره شد خبری از یوسف نبود مریلا با نگرانی به حیاط دوید و با دیدن سیاه پوشانی که خوب آنها را میشناخت،پاهایش بی حس شد و بر زمین افتاد . طولی نکشید که افراد سازمان اورا نیز مانند یوسف گرفتند و با شوکر آنهارا ضعیف کردند .

    یوسف با صورتی زخمی و خونی به آروان و مریلا که در دستان آن حیوان ها اسیر بودنند مینگرست و تقلا می کرد تا آزاد شود.

    آن لحظه یوسف دلش می خواست یوسف سال ها پیش می بود .

    همان یوسف درنده در سازمان ! تا با حرکتی همه ی آن شغال هارا تکه تکه کند، اما… امان از بدن زخمی و دست و پای بسته اش. مریلا تقلا می کرد تا آزاد شود اما نمی توانست اروان گریه می کرد و مادرش را می خواست ! مردی از تاریکی حیاط بیرون امد و یوسف اورا خوب میشناخت… او آلفرد بود هم دوره ای او از کودکی در سازمان ،همان دوست بدتر از دشمن ،همان کسی که همیشه به او حسادت می کرد، آلفرد با قدم هایی محکم به آنان نزدیک شد و با لبخندی سرد رو به آنان گفت: یوسف تو که سازمان و خوب میشناسی کسی نمی تونه از دستشون در بره حتی تویی که ، – سلام دوستان قدیمی بهترینه سازمان بودی! برگشت سمت مریلا و با لبخندی کثیف گفت:

    -مریلای عزیز تو هنوزم جذابی و هم اینکه یکی از قوی ترینای هکر سازمان محسوب میشدی ،اما ،اما امان از عشق که گند زد به کل زندگیتون ولی خب شما هم خیلی شجاعت داشتید که بر خلاف قانون سازمان عاشق شدید ،شما به سازمان خیانت کردید . و حتی… برگشت سمت آروان -حتی بچه دار هم شدید ،رئیس حتما خیلی خوش حال میشه اگه بدونه یه بچه پیدا کردم که پدرش بزرگ ترین آدم کشه سازمان بوده و مادرش بزرگ ترین هکر سازمان !این بچه وقتی بزرگ شه حتما خیلی نابغه میشه…..مگه نه یوسف؟

    یوسف از خشم سرخ شده بود فریاد زد

     

    جهت دانلود رمان با لینک مستقیم کلیک کنید

    لینک های دانلود



  • رمز فایل: eiliad.com
  • تاریخ انتشار: 4 می 2019
  • نویسنده: Mohammad

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.