ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان سیگار شکلاتی پی دی اف – Chocolate cigar

دانلود رمان سیگار شکلاتی پی دی اف – Chocolate cigar

دانلود رمان سیگار شکلاتی هما پور اصفهانی

دانلود رمان سیگار شکلاتی

رمان سیگار شکلاتی  یک رمان زیبا میباشد که توسط هما پور اصفهانی نوشته  و منتشر شده است. ژانر رمان سیگار شکلاتی در دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان سیگار شکلاتی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

لینک های دانلود رمان سیگار شکلاتی

 

دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

دانلود فایل ePub برای آیفون،سیستم عامل ios

*

 

بخش هایی از رمان  سیگار شکلاتی

شهراد دیگه جوابی نداد

و با قدمهای بلند از راهروی اتاق ها خارج شد ،

از پله ها سرازیر و یه راست به سمت درب خروجرفت …ا

ون خونه خیلی کم رفت و اومد بود

و جز خدمتکار کسی رو ندیده بود!

این براش عجیب بود.

با این وجود سعیکرد گول ظاهر رو نخوره

و از حیاط درندشت خونه خارج شد …
اینقدر فکر کرده بودم

که ذهنم هر آن احتمالش بود

که متلاشی بشه و تکه های افکارم

هر کدوم به یه سمت پرتاب بشن
و دیوارای دور و برم رو رنگین بکنن.

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان تانیا پی دی اف - tania

آهی کشیدم و نالیدم :
آخ خدایا …

آخه من چی براش بخرم؟

 

 

دانلود رمان سیگار شکلاتی با فرمت های pdf , apk , ios

 

دیگه منتظر حرفی از طرف مامان نشدم،

تند تند کفشامو پام کردم

و زدم از خونه بیرون.

به اندازه کافی توی کارتم پولداشتم.

می خواستم اشتراک سه ماهه بگیرم براش.

باشگاهه خیلی هم نزدیک خونه مون نبود

اما چون ساسان انتخابکرده بود

و گفت تصمیم داره بره باید همون جا ثبت نامش میکردم.

با چند بار عوض کردن خط مترو بالاخره رسیدم …
وقتی می خواستم برم تو خیلی استرس داشتم!

یه باشگاه مردونه …

فکر کنم باید چشمامو می بستم!

اگه کسی می دیدچی؟!!

چه آبرویی ازم می رفت!

به کسی هم نمی تونستم بگم بره برام ثبت نام کنه.

یه موقع پولو می خورد یه آبم روش…

توکل به خدا کردم و از پله ها رفتم پایین.

همون لحظه که در شیشه ای رو باز کردم

و رفتم تو همه نگاه ها چرخید بهسمتم.

چه باشگاه کوفتی!

همون جا جلوی در یه میز بزرگ بود که مسئول باشگاه نشسته بود پشتش،

اما سمت چپ روکه نگاه می کردی پر بود

از دستگاه های جور واجور به رنگ سورمه ای …

و لا اله الا الله!

پیشنهاد ایلیاد
رمان تهران مازراتی

چه هیکلایی!!

 

دانلود رایگان رمان سیگار شکلاتی

 

شهراد که مشخص بود حسابی گرسنه است

شروع به خوردن سوپ کرد.

ظرف دو سه دقیقه کل ظرف رو خورد

و بعد همقرص ها رو یکی پس از دیگری بلعید،

می دونستم می خواد هر چی سریع تر سر پا بشه.

اون آدم مریضی و خوابیدننبود!

لیوان آبی که تو دستش بود رو همراه با آخرین قرص لاجرعه سر کشید،

آب هنوز توی دهنش بود که رفتم سمتداروهاش،

پماد رو از داخل نایلون بیرون کشیدم،

فکر کنم دکتر اینو مخصوص زخمای صورت و دستش تجویز کرده بود.
می تونستم با گوش پاک کن براش بزنم.

پس گفتم :

اینو هم باید برات بزنم …

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *