دانلود رمان غرق در آتش پی دی اف – Gharghe Dar Atash

    دانلود رمان غرق در آتش

    دانلود رمان غرق در آتش

    رمان غرق در آتش یک رمان زیبا میباشد که به نگارش درآمده است. ژانر رمان غرق در آتش دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان غرق در آتش به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    لینک های دانلود رمان غرق در آتش

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    بخش هایی از رمان غرق در آتش

     

    خلاصه داستان:

    همه چیز ریتم خسته کننده ی خود را در زندگی او داشت تااینکه به جرم قتل عمد دستگیرشد

    رسوایی بارامده قابل جبران نبود…بازداشت شدن دخترسرهنگ حاتمی و ازهمه بدتر شهادت

    دوستان ساغر علیه او در دادگاه بود… همه چیز به قدری واقعی به نظر می رسد رمان غرق در آتش

    که خودش هم گاهی باورمی کند ارسلان ابرودی را خودش به قتل رسانده
    با هین بلندی از خواب  می پرد. با دیدن فضای آشنای اطراف، نفس حبس شده اش را بیرون می دهد

    و با خیال راحت دراز می کشد. صدای زمزمه های آرامی به گوشش می رسد و سر بر می گرداند.

    با دیدن قامت چادر به سر معصومه که نماز می خواند لبخند می زند.

    رمان غرق در آتش
    تمام تنش را می چرخاند تا بهتر بتواند او را ببیند. مثل همیشه ،

    هر صبحی که او را با این چادر نقش دار درحال نماز خواندن می بیند فکر می کند

    او هنگام نماز نورانی دیده می شود. نه کس دیگری ، فقط اوست که هنگام نماز خواندن این گونه دیده می شود.

    شاید چون او واقعا معصوم است ، یک معصوم دوست داشتنی!

    کم کم پلک هایش گرم می شوند که با صدای صبح بخیر معصومه به سختی چشم باز می کند.

    لبخندی به رویش می زند و می گوید: قبول باشه.

    معصومه در حالی که چادرش را تا می زند می گوید: قبول حق باشه.

    چادر را در کیفش جا می دهد و می گوید: باز خواب می دیدی که. رمان غرق در آتش

    ساغر با لبخند می گوید: همون خواب قبلیه نبود. یعنی بود ولی فرق داشت.

    معصومه متعجب می پرسد: چه فرقی؟

    قبل از اینکه لب باز کند صدای بلند اکرم مانعش می شود: چه خبرتـــونه؟ سر صبحی رم کردین باز؟

    ساغر با اخم می خواهد چیزی بگوید که معصومه مانعش می شود و با صدایی آرام می گوید:

    شرمنده حواسمون نبود.

    اکرم چرخی روی تختش می زند و ملافه اش را بغل می کند: هر روز همینو می گه. خبر مرگش…

    صدایش آرام تر می شود و به گوش نمی رسد. ساغر با صدایی آرام لب می زند:

    چرا میذاری سوارت بشن؟ اصلا اون کیه که…رمان غرق در آتش

    معصومه به میان حرفش می پرد: من فقط حوصله ی دعوا ندارم ساغر!

     

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 3٫00 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

بیوگرافی مهدی یراحیبیوگرافی مهدی یراحی خواننده پاپ ایرانی مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.