دانلود رمان مجبوری با من بمانی پی دی اف – Majbori Ba Man Bemani

    دانلود رمان مجبوری با من بمانی آیدا رستمی

    دانلود رمان مجبوری با من بمانی

    رمان مجبوری با من بمانی یک رمان زیبا میباشد که به قلم آیدا رستمی به نگارش درآمده است. ژانر رمان مجبوری با من بمانی دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان مجبوری با من بمانی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    لینک های دانلود رمان مجبوری با من بمانی

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    بخش هایی از رمان مجبوری با من بمانی

     

    خلاصه داستان:

    بعد از خوردن صبحانه، از مامانم خداحافظی می‌کنم. وسایلم رو برمی‌دارم و به طرف مدرسه حرکت می‌کنم.
    توی مدرسه گلبهار رو می‌بینم و طرفش میرم.
    _سلام گلی جون.
    با برگردوندن صورتش به طرفم، چشم‌های قرمز و اشکی به همراه صورت کبودش رو می‌بینم. با نگران می‌گم:
    _وای گلبهار، چی شده؟ چه بلایی سرت اومده؟
    با ناراحتی بغلم می‌کنه و فقط گریه می‌کنه. نمی‌دونم چی‌کار کنم. الان کلاس‌ها شروع می‌شه. آروم لب می‌زنم:
    _گلبهاری بسه، الان کلاس شروع می‌شه.
    با ناراحتی می‌گه:
    _نه آبنوس، من نمی‌تونم بیام.
    _چرا؟ مگه چی شده؟
    _من اومدم باهات خداحافظی…
    _گلبهار
    به مرد رو بروم که اسم گلبهار رو صدا زده بود نگاه می‌کنم. یه مرد حدوداً چهل ساله‌اس، که چاقه و چهره زشت و اخمویی داره‌. پدر گلبهار رو می‌شناسم، این شکلی نیست.
    _شما کی هستید آقا؟ با گلبهار چی کار دارید؟
    _به تو ربطی نداره بچه برو پی درس و مشقت.
    به طرف گلبهار میاد و دستش رو می‌کشه که گلبهار شروع به التماس می‌کنه:
    _تو رو خدا، من نمی‌خوام باهات بیام.
    _خفه شو بچه، معلومه که باید بیای ما قرار گذاشته بودیم بیای خداحافظی بکنی و بریم.
    گلبهار با گریه داد می‌زنه:

    _من تو رو دوست ندارم. می‌خوام پیش آبنوس…
    ولی صداش با تو دهنی محکم مرد خفه می‌شه و خون مثل فواره از دماغش بیرون می‌زنه.
    به طرف مرد میرم و محکم به دست و کمرش میزنم تا، گلبهار رو ول بکنه ولی من رو هول میده و همراه با گلبهار به طرف ماشینی میره و اون جا رو ترک می‌کنه.
    به خاطر ضربه مرد، کمرم درد می‌کنه ولی بلند می‌شم و به طرف کلاسم میرم.
    تا زنگ آخر چیزی از صحبت‌های معلم‌ نمی‌فهمم و دو سه باری، تذکر می‌خوردم ولی فکرم درگیر گلبهاره.
    گلبهار، دختر ساده و مهربونیه ولی خانوادش فقیرند. البته پدر و مادر مهربونی داره، گلبهار از لحاظ چهره به مادرش و از لحاظ اخلاق به پدرش رفته. چشم‌های آبی و صورت سفیدی داره. گونه‌های سرخ مثل سیبیش رو آدم دوست داره بخوره. به خصوص، موقع خجالت که قرمز می‌شه.

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 3٫50 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان درد بزرگدانلود رمان درد بزرگ پی دی اف – Romane Darde Bozorg مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.