Loading...
Loading...

    دانلود رمان مسخ عسل پی دی اف – Maskhe Asal

    دانلود رمان مسخ عسل

    دانلود رمان مسخ عسل 

    رمان مسخ عسل یک رمان زیبا میباشد که به نگارش درآمده است. ژانر رمان مسخ عسل دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان مسخ عسل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    لینک های دانلود رمان مسخ عسل

    دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

    *

    دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

    *

    بخش هایی از رمان مسخ عسل

     

    خلاصه داستان:

    و ربوده می شود و با این ربودن دریچه هایی از عشق و نور به سمت آهو و زندگی یکنواختش باز می شود. رمانمسخ عسل

    با احساس سر شدن صورتم از صدقه سری آب یخ “هینی” کشیدم و چشم باز کردم.

    خودم را در مکانی ناآشنا دیدم. مقابل مردی مو بلند، با چشمانی درشت و همین طور وقیح و سطل به دست.

    تنم از نگاه بی شرمانه اش یخ زد! درک وقایع دور و برم برایم کمی سخت بود.

    به شدت گیج می زدم. از اثرات اتانولی بود که استشمام کرده بودم. این را مطمئنم!

    لبخند زشت و ترسناکی زد که ردیف دندان های سفیدش به نمایش گذاشته شد: رمان مسخ عسل

    – ببخشید مادمازل می دونم استقبال خوبی نبود ولی شما ببخش! شنیدم دل بخشنده ای داری!

    با شنیدن حرف هایش مغزم از آن حالت منگ بیرون آمد و با پردازش اطلاعاتش

    بی مهابا بیب بیب آلارم هایش را شروع کرد. من در این دخمه چه می کنم؟ برای لحظه ای پشتم از فکری که کردم، لرزید!

    مردک روبه رویم دوباره با تمسخر گفت:

    – آخی هنو نمی دونی کجا هستی؟ عزیزم. نازی!

    و تا وقتی به خود بجنم گونه ام را نوازش کرد! با این حرکتش آلارم های مغزم تبدیل به آژیری گوش خراش شد و داد زدم:

    – گمشو کنار! به من دست نزن.

    دوباره خندید:

    رمان مسخ عسل
    – وای وای فکر کردم زبونتو موش خورده. چه صدای قشنگی!

    دندان هایم را روی هم ساییدم:

    – تو کی هستی؟ از جون من چی می خوای مرتیکه ی بی شرف؟

    – نشد بی ادبی کنی دیگه.

    بعد از زدن این حرف به سمت در انباری متروک و مخروبه رفت، وقتی بیرون زد

    در را محکم به هم کوبید و من دوباره و سه باره پشتم لرزید! رمان مسخ عسل

    مگر ندیده ای بی کسان چگونه از هر تلنگری می لرزند؟

    منم که مستثنی نیستم، اتفاقاً وسط این استثنا قرار دارم و برای هر که اتفاق نیافتد و استثنا شود

    برای من از این خبرها نیست. بغض بیچاره کننده ام گردو می شود

    در گلوی دردناک و ملتهبم! بی شرف ها چه از جان منِ تنهای بی پدر و مادر می خواستند؟

    مگر من که بودم که دزدیده بودنم؟

    باید بیشتر از اینها مواظب خودم می بودم. باز بی احتیاطی کردم،

    باز هشدارهای الناز را جدی نگرفتم که مواظب خودم باشم. باز، باز، باز. لعنت بهت دختره ی خنگ!لعنت خدا بهت!

    چند ساعت از اینکه مرد رفته گذشته و انباری تاریک، تاریک تر شده. حتی نمی دانستم

    شب است یا روز. چشمانم از شدت گریه می سوخت. درد گلویم دو برابر شده

    و حرارت بدنم را به شدت حس می کردم! رمان مسخ عسل

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 4٫50 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

Loading...
دانلود رمان پر پروازدانلود رمان پر پرواز پی دی اف – Pare Parvaz مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.