ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

دانلود رمان نیلی پی دی اف – Nili

image_2018_12_22-19_45_20_558_3fA-300×300

دانلود رمان نیلی پی دی اف – Nili

دانلود رمان نیلی نیلوفر معصومی

رمان نیلی یک رمان زیبا میباشد که به قلم نیلوفر معصومی به نگارش درآمده است. ژانر رمان نیلی دسته رمان های عاشقانه می باشد. شما دوستان همیشگی هم اکنون میتوانید این رمان را در مجله ی اینترنتی ایلیاد با فرمت های مختلف دریافت کنید. جهت دانلود و خواندن رمان نیلی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

لینک های دانلود رمان نیلی

دانلود فایل pdf برای گوشی و کامپیوتر

*

دانلود فایل Apk مخصوص سیستم عامل اندروید

*

بخش هایی از رمان نیلی

 

خلاصه داستان:

بخشی از رمان :دختر جز جیگر بزنی پاشو دیگ …. میخوای بازم دیر برسی ؟میدونی ساعت چنده ؟؟ساعت هفتو نیمه حالا خود دانی .. آهان زیر بالشمه پیدا ٬ _چییی؟؟هفتو نیم وای خاک تو موخم شد سیخ تو تختم نشستم این گوشی من کجاس پس اه ” باز این مامان من ساعتو خالی بسته خب بنده خدا حقم داره فکر کنم تنها سلاحی که بشه ۶شد …وااا ساعت ک منو بیدار کرد همینه دیگ تو همین فکرا بودمو چرت میزدم که باز صدای دادش بلند شد اصلا این مادر من استعداد خاصی تو هوار کشیدن داره … _نیلی پاشدی ؟؟یا بیام سراغت ؟؟ یه نگاه تو آیینه به اون قیافت هم بکن شانس اوردم دیدمت سکته نکردم!! _واا مگ من چمه ؟دختر به این نازی بانمکی ..یه کشو قوسی به بدنم دادمورفتم جلوآیینه…یاخوده خداچرا این شکلیم ؟؟!! موهام که بلنده و کمی فرو حالت داره نصفش توکش رو سرمه بقیشم یجوره وحشتناکی بهن ریختس اوه چشاامو.. دورش بخاطر ریملی که دیشب زده بودم حسابی سیاه شده رنگمم یکم پریده ینی شبیه آدم خوراشدم …جیم جلدی حولمو برداشتمو پریدم تو حموم یه دوش یه ربه گرفتموزدم بیرون از من بعیده آخه کمه کم دوساعتی تو حموم میمونم کلی مسخره بازی در میارمومیزنم زیر آوازبعله دیگ یه همچین آدمی هسم!! ولی خب الان وقتش نیس ترم جدیدتازه شروع شده و من تصمیم گرفتم دیگ از این ترم دیر نرسم

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان به من فرصت بده

به کلاسا انقد دیر رفتم شرفم رفته کف پام کلأ دیگ نمیخوام همین یه ذره آبروهم رهسپار کنم بره..موهامو خشک کردمو سریع یه شلوار لوله طوسی با مانتو کوتاه مشکیومغنعه مشکی پوشیدم چهارتا شیوید موهم ریختم رو پیشونیم قیافم هی خوبه خودم راضیم بیشتر بهم میگن بانمکی پوستم سفیده ابروهام هلالی و کوتاه و کلفته بینیم کوتاهه و معمولی لبام قلوه ای نیسش ولی درازم نیس از بالا و پایین کمی بزرگه شانسم این بوده که چشام به خانواه مادریم رفته با یکم پنککوریمل ویکمی هم ٬٬ تقریبأ درشته با مژه های بلندو فر رنگشم که آبیه مثل عزیز جون مامانه مامانم رژقرمز همه چی عالی شد ماکه راضیم ایشالا دیگرانم راضی باشن خخخ خاک تو مخم! با این حرفام اوف ساعت داره هفت میشه کولموبرداشتم از اتاق زدم بیرون خونه ما تقریبأ بزرگه و اکثر وسیله هاش با ترکیب کرم صورتیه از در ورودی یه راه رو کوچیک میخوره که وارد حالو بنیامین داداش ٬٬ پذیرایی میشه سمت راستم آشپز خونس که بغلش یه راه رو دیگس اتاق منو بنیامین رو به رو همه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *