دانلود رمان شفق کامل pdf و apk

Shafagh-novel

دانلود رمان شفق کامل pdf و apk

دانلود رمان شفق کامل pdf و apk

رمان شفق یک رمان بسیار زیبا عاشقانه و هیجانی میباشد که نویسندگی آن را فهیمه نادری فرد انجام داده است. این رمان را میتوانید به صورت فایل pdf و apk به صورت کامل از مجله ی اینترنتی ایلیاد دریافت کنید. اگر علاقه مند به خواندن رمان عاشقانه و پر از هیجان هستید به هیچ عنوان رمان شفق را از دست ندهید.

خلاصه رمان شفق

رمان شفق داستان دختری زیبا به نام شفق را روایت میکند که شغل آن پرستاری بوده و در یک بیمارستان کار میکند. او پس از چند روز مرخصی به بیمارستان بازمیگردد و با دکتری خوشتیپ به نام کامران هوشنگی آشنا میشود که به تازگی به بیمارستان آنها آمده است. شفق پس از رفت و آمد های بسیاری عاشق کامران میشود اما آزاد و آهو پسردایی و دختر دایی کامران حرف هایی را به شفق در رابطه با کامران میگویند که باعث میشود شفق اعتماد خود را از دست میدهد اما کامران موفق به راضی کردن شفق به ازدواج با خودش میشود و… .

 

قسمت هایی از متن رمان شفق کامل

از خستگی خودمو روی صندلی انداختم.با اینکه میدونستم کارم درست نیست ولی پاهامو روی میز دراز کردم.مقنعه
مو کمی کشیدم عقب.عجیب هوس چای کرده بودم اما وقتی سر فالسک رو توی فنجونم گرفتم فقط دو قطره چایی
توی لیوان ریخت.با دلخوری رو به مریم کردم:
میمردی تهش یکمی واسه من نگه میداشتی؟تو و فرح و یگانه…حاال اگه راست میگی برو از بخششون چایی بیار اگه
دادند بهت….تازه تو که میدونی کتری برقیمون خرابه…..
یکریز داشتم غر میزدم که مریم بی هیچ حرفی)چون اخالق سگ منو میدونست (دستهاشو باال گرفت:
خیل خب بابا چه خبرته تسلیم تقصیر من بود االن میرم ازشون آبجوش میگیرم….
نذاشتم حرفشو ادامه بده:
البد سه ساعت دیگه میای تو بری اونجا می ایستی حرف زدن
-فعال که کاری نداریم تو بخش
و در حالیکه فالسک به بغل به سمت در میرفت اضافه کرد:
-خبری شد زنگ بزن سریع میام…….
وقتی مریم رفت به ساعتم نگاه کردم.تازه ده شب بود و تا صبح زمان زیادی داشتیم.بعد از دو هفته مرخصی امشب
اولین شبکاریم بود.از سر شب بدو بدو داشتیم .بعد از چند ساعت سرپا بودن االن وقت کرده بودم کمی خستگی در
کنم.پاهامو از روی میز آوردم پایین.جورابامو درآوردم و دوباره گذاشتم روی میز.با لذت دستهامو از دوطرف باز
کردم و به بدنم کش و قوس دادم.خیالم راحت بود که کسی این موقع توی بخش نمیاد حتی سوپروایزر چون همین
یه ربع پیش توی بخش بود.میدونستم مریم به این زودیها برنمیگرده برای همین عضالت بدنم رو شل کردم
چشمهامو بستم وزیر لب زمزمه کردم:
یک شب از دست کسی باده ای خواهم خورد
که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد
با من از هست به بود
با من از نور به تاریکی
از شعله به دود
با من از آوا تا خاموشی
دورتر شاید تا عمق فراموشی
راه خواهد پیمود
راه خواهد پیمود…
-کی قراره با شما بیاد راهپیمایی؟

پیشنهاد ایلیاد
دانلود رمان بچرخ تا بچرخیم پی دی اف - becharkh ta becharkhim

 

 

جهت دانلود رمان شفق کامل بدون سانسور کلیک کنید

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *