دانلود رمان شراکت اجباری

    دانلود رمان شراکت اجباری

    رمان شراکت اجباری یک رمان بسیار زیبا به قلم محدثه میباشد. این رمان اولین رمان محدثه بوده و با این حال طرفداران بسیاری داشته است. شما میتوانید رمان شراکت اجباری را با فرمت های pdf, apk, epub برای انواع گوشی های اندروید، آیفون، تبلت، آیپد و کامپیوتر و لپ تاپ دریافت کنید. رمان در سبک عاشقانه نوشته شده است. اگر علاقه مند به رمان عاشقانه هستید پیشنهاد میکنیم رمان شراکت اجباری را از مجله اینترنتی ایلیاد دریافت کنید.

     

    خلاصه رمان شراکت اجباری

    داستان رمان شراکت اجباری در رابطه با دختری شیطون و زبون دراز میباشد که از ازدواج خوشش نمی آید اما ناخواسته با فردی آشنا میشود که مسیر زندگی‌اش را عوض میکند… .

     

    بخش هایی از متن رمان شراکت اجباری

    -چه خبرته؟ بزار من هم حرف بزنم.
    در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:خب من حرف هام تموم شد، حاال می خوای جواب من رو
    بدی؟
    -ماشالا که کم نمیاری، عین مادربزرگ ها پشت سر هم ور میزنی!
    -نترس من کم نمیارم اگه ام آوردم از تو قرض می گیرم، حالا میای یا نه؟
    دودل بودم و با استرس پام رو تکون می دادم.
    -نمیدونم رونی، من حرفی ندارم فقط…
    -آهان گرفتم، باید از اون پیر مرد غرغرو اجازه بگیری.
    داد زدم.
    -رونیکا؟ هنوز یاد نگرفتی درست حرف بزنی؟
    -اصلا انگار به من آلرژی داره تا من رو میبینه ابروهاش میره تو هم، می گم نکنه به من نظر داره؟
    با این حرفش خندیدم.
    -دیوونه شدی؟ فریدون روح ننه خدا بیامرزم رو ول میکنه میچسبه به تو؟ در ضمن من اول باید تاییدت کنم که متاسفانه ردی!
    -خب دیگه زیادی حرف زدی، شارژم تموم میشه!

    -ایش خسیس

    -صداش رو تو دماغی کرد و با لحن چندشی گفت: همه که مثل تو نیستن یکی جیبش رو پر کنه واسه اش

    من با فریدون حرف میزنم و بهت خبر میدم.

    -باشه بابای
    خب حالا نوبت راضی کردن آقاجون بود.
    خودم و به تختش رسوندم، مثل این که خواب بود، شاید هم نیمه هوشیار بود، آخه همیشه عادت داشت این جوری
    بخوابه.
    هنوز چند قدم بر نداشته بودم که تکونی خورد!
    پوف دختر تو که ان قدر ازش میترسی، مگه مجبوری موقع خواب بیای سر وقتش؟ مگه پدربزرگت ترس داره؟
    هنوز درگیری هام با خودم تموم نشده بود که با صدای اِهم و اوهومی توجهم جلب شد.
    -اه چته دختر؟ خوابم رو گرفتی، دِهَه آخه من چند بار بگم؟
    قیافه ام رو مظلوم کردم.
    -خب آقاجون کارت داشتم..

     

    لینک های دانلود رمان شراکت اجباری

    دانلود رمان با فرمت pdf

    دانلود رمان با فرمت apk

    دانلود رمان با فرمت epub

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
    Loading...

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.