دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی

    دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی

    رمان تا تلاقی خطوط موازی یک رمان عاشقانه بسیار زیبا به قلم zed.a کاربر انجمن رمان های عاشقانه میباشد که داستان دختری به نام بهار را روایت میکند، بهار مرتکب خطایی میشود که دو دست نوجوانی اش در آن دخیل هستند و این خطا باعث از بین رفتن آینده او میشود و… . اگر علاقه مند به رمان عاشقانه و اجتماعی هستید این رمان زیبا را از دست ندهید. شما میتوانید رمان تا تلاقی خطوط موازی با فرمت های pdf, epub, apk برای اندروید، آیفون و کامپیوتر و لپ تاپ دانلود کنید. با مجله ی اینترنتی ایلیاد همراه باشید.

     

    خلاصه رمان تا تلاقی خطوط موازی

    بهار دختری است که هفت سال قبل، مرتکب خطایی جبران ناپذیر شده است. خطایی که دو دوست دروان نوجوانی‌اش در آن دخیل هستند و آینده بهار را نابود میکند… . او از دوستانش جدا میشود و سعی میکند گذشته را فراموش کند و تا حدودی هم موفق میشود و زندگی جدیدی با دغدغه‌های معمولی برای خود میسازد. اما ماه همیشه پشت ابر نمیماند و با ورود سید امیر احسان حسینی به زندگی بهار همه چیز بهم میریزد و خراب میشود… .

     

    بخش هایی از متن رمان تا تلاقی خطوط موازی

    هرسه شوکّه بودیم.نگاهمان لحظه ای از صحنه ی مقابلمان برداشته نمی شد.آنقدر نگاه کردیم تا
    باورمان بشود.صدای ضجه ی فرحناز که بلند شد؛نگاه خیره ام را به او دادم.انگار که او زودتر ازما
    به خودش آمد.
    باصدای وحشتناک شیونش؛حوریه هم بغضش ترکید.اما من نه.
    دوباره برگشتم وتنها با چشمانی وق زده نگاه کردم.
    نمیشنیدم بین شیون وزاری اشان چه میگویند.فقط میفهمیدم چیزی شبیه التماس است.
    فرحناز محکم تکانم داد وبا جیغ؛کشیده ای نثارم کرد:
    -به خودت بیا بهار!بدبخت شدیم!
    نمیتوانم وصف کنم همه چیز تا چه اندازه وحشتناک بود.نمیتوانی درکم کنی که چه میگویم.

    چشمان وحشتزده ام لحظه ای ازآن صحنه نمیگریخت.حس کردم توده ی مرموزی از معده ام
    درست تا خودِ مری ام بالا آمد.نتوانستم خودم را کنترل کنم وتمامش روی حوریه پاشیده
    شد.حوریه دختر وسواس واُتوکشیده ی تا امروز؛بدون کوچک ترین خمی بر ابروانش تنها نالید:
    -خاک برسرمون شد…خاک…
    *********
    -چه مدلی براتون بزنم؟ )زن نگاه دودلی به کاتالوگ انداخت وآرام گفت(:
    -نمیدونم من از این چیزا سر در نمیارم.نظر خودتون چیه؟
    )چیزتازه ای نبود،خیلی پیش می آمد از خودمان نظر میخواستند(
    شانه بالا انداختم وگفتم:
    موهای خیس شده اش را دسته دسته با گیره جمع کردم.دسته ای را برداشتم وقیچی به دستلِیِر
    به مدل موهاتون میاد.بزنم؟ )لبخندی برای موافقت زد وسر تکان داد(
    نگاهی از آینه به صورتش کردم:
    نزدیک عید بود وطبق معمول خستگی اش میماند برای ما.حالا هفت سالی میشد که آرایشگریمبارک
    باشه..بسم الله…
    میکردم.
    دیگر زانوانم را حس نمیکردم،از درد خم شدم وکمی ماساژشان دادم.
    زن با تأسف گفت:
    -خسته شدید!عجله ای ندارم،استراحت کنید.
    -نه عادت کردم.)دوباره ایستادم تا بهانه ای دست خانم تأثیری،رئیس آرایشگاه نده

     

    لینک های دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی

    دانلود با فرمت pdf

    دانلود با فرمت apk

    دانلود با فرمت epub

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 2٫00 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان من خانواده داشتمدانلود رمان من خانواده داشتم پی دی اف – Man Khanvade Dashtam مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.