انشا درباره ی ادم فضایی

    انشا درباره ی ادم فضایی

    امروز در مجله ی اینترنتی ایلیاد چندین انشا درباره ی ادم فضایی را آماده کرده ایم تا شما دانش آموزانی که ایده ای در رابطه با نوشتن راجع به این موجودات ندارید، بتوانید با خواندن این متن ها ایده پردازی کرده و انشایی فوق العاده بنویسید و نمره ای عالی در این درس کسب کنید. امیدواریم انشاها برای شما مفید باشند. جهت خواندن انشا درباره ی ادم فضایی به ادامه مطلب بروید.

    انشا درباره ی ادم فضایی (انشای اول)

    ساعت دور و بر یازده شب بود که سردرد عجیبی گرفتم، البته اولش عجیب نبود! وقتی عجیب شد که پدر و مادرمم همین ساعت با من سردرد گرفتن! با خودم فکر میکردم شاید به چیزی حساسیت داریم و همین باعث سردردمون شده که گوشیم زنگ خورد. وقتی به صفحه گوشی نگاه کردم دیدم رفیق صمیم، سبحانه که اتفاقا باما هم همسایه است. زنگ زدن سبحان این موقع شب خودش تا حدودی عجیب غریب بود اما قضیه وقتی ترسناک شد که سبحانم راجع به سردردی گفت که خانواده اشم گرفتن!

    هیچ ایده ای به ذهنم نمیرسید تصمیم گرفتیم باهم به پشت بوم بریم و یکم از هوای آزاد و شب پاییزی لذت ببریم بلکه این سردرد عجیب هم دست از سرمون برداره! وقتی به پشت بوم رفتیم بعد از چند دقیقه باد شروع به وزش کرد، داشتم به دلیل وجود باد فکر میکردم که یهو دیدم سبحان داره با داد به من میگه اونجارو نگاه کن! وقتی آسمونو نگاه کردم احتمالا عجیب ترین چیزی که تو عمرم میتونستم رو دیدم! یه سفینه، درست شبیه همون سفینه های گردی که از زیرشون نور زیادی به بیرون میومد و تو همیشه تو فیلما دیده بودیم.

    فکر کنم اولین نفرایی که اونو دیده بودیم ما بودیم، چون وقتی تصمیم گرفتیم به سمتش حرکت کنیم، هیچ شخصی جلومون نبود و دور برش هم کسی دیده نمیشد… . وقتی به سفینه خیلی نزدیک شدیم و خواستیم لمسش کنیم نیرویی عجیب به عقب هولمون داد و بعد از چند دقیقه سفینه بلند شد و به جای دیگه ای رفت… . اون شب هیچ شبکه ای از این اتفاقات چیزی نگفت، حتی خانواده ی ماهم اون سردرد عجیب و بیرون رفتن ما یادشون نمیومد و من با سبحان فکر کردیم که بهتر باشه ماهم این قضیه رو فراموش کنیم… .

    انشا درباره ی ادم فضایی (انشای دوم)

    زمانی که به محل پرتاب سفینه رسیدم دیدم که همه ی بچه ها درحال آماده شدن هستند و لباس های مخصوص فضانوردی را می پوشند و همه خوش حال بودند. من هم از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم شروع به پوشیدن لباس مخصوص کردم واز این که تا چنددقیقه ی دیگر با دوستانم در فضا خواهم بود شادی می کردم در این هنگام مسئول سفینه که ما به او مهندس می گفتیم گفت: بچه ها سوار شوید

    ما همگی سوار سفینه شدیم و سفینه پرید و به آسمان رفت از میان ستاره های زیبا وسیاره ای منظومه شمسی گذشتیم سفر واقعا تماشایی بود.

    سیاره ی مشتری نپتون پلوتون و زحل که از همه ی آن ها زیباتر بود را دیدیم حلقه ای طلایی وزیبا دور زحل را فرا گرفته بود. از کنار خورشید که گذشتیم دلمان می خواست به آن نزدیک

    شویم اما گرمای زیاد آن مانع از آن شد که به آن نزدیک شویم دوستم که خیلی هیجان زده شده بود دستش را از سفینه بیرون آورد اما دست او از گرمی و حرارت خورشید سوخت و تاول زد بعد از آن

    تصمیم گرفتیم به کره ی ماه برویم سطح کره ی ماه حفره های زیادی داشت و شبیه به پنیر بود

    مشغول نگاه کردن به اطراف بودیم که دیدیم ازپشت پستی بلندی های سطح ماه شاخک هایی در حال تکان خوردن هستند وقتی دقت کردیم متوجه شدیم جاندارانی با شاخک هایی بلند و چشمانی از حدقه بیرون آمده که روی کره ی ماه ساکن بودند ما را تماشا و کنترل می کردند در همین هنگام چند چیز تیز شبیه تیر به سوی ما پرتاب شد و ما همگی ترسیده بودیم هراسان به طرف سفینه دویدیم و سوار آن شدیم آن ها نیز به سفینه حمله کردند و به آن چسبیدند ما شروع به جیغ زدن کردیم درحال جیغ و داد بودیم که دیدیم یکی از آدم فضایی ها به سفینه ی ما چسبیده است ولی به دلیل سرعت زیادی که سفینه داشت از آن جدا شد و بر روی سطح ماه افتاد

     

    انشا درباره ی ادم فضایی

    انشا درباره ی ادم فضایی (انشای سوم)

    من که نمیدانم آدم فضایی چیست

    حتما یک فامیلی است مثلا مهسا آدم فضایی شاید هم اسم یک دانشمند است .

    یا به آدم های بزرگ و آهنی و غول پیکر میگویند آدم فضایی ولی انها که وجود ندارند!

    چگیزخان مغول یک ادم غول پیکر بوده ولی همه میدانند که چگیزخان مغول زمینی بوده است.

    پدرم میگویند اصلا چیزی به عنوان آدم فضایی وجود ندارد فقط تو کتاب ها وجود دارند. بعضی ها که روبات میسازند به روباتشان میگویند آدم فضایی

    دیروز که به یک فروشگاه اسباب بازی فروشی رفته بودم یک پسربچه به مادرش گفت آن آدم فضایی را برایم میخری و مادرش هم قبول کرد.

    چند روز پیش هم شنیدم که یه نفر به کره ی ماه سفرکرده او یک مسافر فضایی بوده است حتما وقتی برگردد یک آدم فضایی شده است.

    ولی مادر آن پسر که نمیتواند ان رابخرد اصلا هم شبیه روبات نیست خارج از کتاب ها هم وجود دارد یک دانشمند فضایی هم است

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 4٫00 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان گوهر یکدانهدانلود رمان گوهر یکدانه پی دی اف – Gohare Yekdane مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.