انشا درباره حیاط مدرسه

    انشا درباره حیاط مدرسه

    اگر شماهم از آن دسته دانش آموزانی هستید که نوشتن انشا برایتان کاری سخت و دشوار است، نگران نباشید! امروز در مجله ی اینترنتی ایلیاد ما چند انشا با موضوع حیاط مدرسه آماده کرده ایم که شما میتوانید با خواندن و ایده گرفتن از آنها، انشاهایی عالی بنویسید و نمره ای عالی در این درس کسب کنید. برای خواندن انشا درباره حیاط مدرسه به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    انشا درباره حیاط مدرسه (انشای اول)

    به ساعت نگاه میکنم، به دقایق پایانی کلاس نزدیک میشویم و خمیازه ای میکشم و در همین حال، کسی در میزند و میگوید: « تایم کلاس تموم شد، زنگ تفریحه ». معلم خسته نباشید میگوید و بچه ها نیز جوابش را میدهند و به سرعت برای رفتن به حیاط مدرسه آماده میشوند. حیاط مدرسه، مکانی که مراسمات مختلف، زنگ های ورزش و زنگ های تفریحمان در آنجا هستیم. مدرسه ما حیاط نسبتا بزرگی دارد. با آن دیوار های رنگ شده و نوشته هایی در رابطه با علم و دین… بودن در آنجا حس خوبی به من منتقل میکند.

    اگر مدرسه ها حیاط نداشتند، واقعا وضعیت مضخرفی میشد. فکرش را بکنید، باید زنگ های تفریح و استراحتمان را هم در کلاس میگذراندیم و چندین ساعت نشستن بر روی یک صندلی چوبی خشک و ساده… . حتی فکرش هم وحشتناک است!

    حیاط مدرسه معمولا پر از شوق و انرژی و هیجان است، دانش آموزانی که مشغول بازی و حرف زدن هستند، عده ای مشغول خرید و خوردن میان وعده ای برای بیشتر کردن انرژی و بازگشت سر کلاس و عده ای نیز درحال نوشتن تمرینات عقب افتاده اشان!

    به نظر من، حیاط مدرسه نیز همانقدر اهمیت دارد که کلاس های آن، بدون حیاط، مدرسه واقعا جای حوصله سر بر و خسته کننده ای میشد.

    انشا درباره حیاط مدرسه (انشای دوم)

    نام انشا: حیاط عجیب!

    در حیاط مدرسه ایستاده ام و منتظر محمد (یکی از دوستانم) هستم. پس از چند دقیقه و در آخرین دقایق مانده به مراسم صبح گاهی میرسد. نزدیکتر میشوم و میگویم: «ممد بازم دیر کردی که!» و در پاسخ لبخندی میزند و میگوید: «آره، دیشب تا دیروقت داشتم فیلم میدیدم. جات خالی عجب فیلمیم بود! راجع به یه مدرسه بود که دانش آموزاش تو حیاطش یه در مخفی پیدا میکنن و شروع میکنن به کنکجاوی و چیزایی که نباید بفهمن رو میفهمن!»

    با کمی عصبانیت میگویم: «واقعا وقتتو برای یه همچین چیزی تلف کردی تا الان خواب بمونی؟ میدونی اگه یکم دیگه ام دیر میکردی باید یه ساعت تو حیاط میموندی!»

    با چشمانی برق زده میگوید: «اتفاقا خوب میشد! میتونستم منم یه سر این حیاطو بگردم ببینم مدرسه ما همچین جاهای خفنی داره!»

    حرفش مرا به فکر وا میدارد، واقعا اگر همچین چیزی در مدرسه ما نیز بود چه اتفاقی می افتاد؟ مسلما میتوانستیم روزهای پر از هیجانی را در حیاط مدرسه و زنگ تفریح ها داشته باشیم…! کسی چه میداند شاید واقعا هم چنین جاهایی وجود داشته باشند!

    انشا درباره حیاط مدرسه

    انشا درباره حیاط مدرسه (انشای سوم)

    با بی حوصلگی به حیاط خشک و خالی مدرسه میروم، نمیدانم این دانش آموزان چرا برای زنگ تفریح و آمدن به اینجا ذوق و شوق دارند. کاش من مدیر مدرسه بودم و حیاط را پر از درخت و گل و گیاه میکردم تا کمی انرژی و هوای خوب به حیاط مدرسه راه یابد! شاید باید این پیشنهاد را به مدیر مدرسه بدهم. مثلا میتوان در آن گوشه ی خالی درخت های میوه کاشت تا دانش آموزان و پرسنل مدرسه و معلمان نیز از آنها استفاده کنند! یک تیر و دو نشان!

    بخش دیگر را هم میتوان گل های زیبا کاشت و باغچه هایی درست کرد و رسیدگی به آنها را به عهده ی دانش آموزانی گذاشت که به اینکار علاقه مند هستند. اینگونه دیگر در وقت زنگ تفریح هم کسی دنبال «آب بازی!» و هدر دادن منابع آب نمیرود و وقتمان را برای انجام کارهای مفید صرف میکنیم. نه دوییدن دنبال همدیگر و خیس کردن دوستانمان… .

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 4٫00 out of 5)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان سایه های تردیددانلود رمان سایه های تردید پی دی اف – Sayehaye Tardid مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.