انشا در مورد جشن عاطفه ها

    انشا در مورد جشن عاطفه ها

    امروز در مجله ی اینترنتی ایلیاد برای شما عزیزان چندین نوشته و مقاله و انشا در مورد جشن عاطفه ها آماده کرده ایم که میتوانید با مراجعه به ادامه مطلب این انشاها را مورد مطالعه قرار دهید و اطلاعاتی راجع به جشن عاطفه ها کسب کنید. همچنین اگر قصد نوشتن انشا دارید با ایده گرفتن از نوشته های ادامه میتوانید انشایی زیبا بنویسید و نمره ای خوب در این درس را ازان خوب کنید.

    انشا در مورد جشن عاطفه ها (انشا اول)

    جشن عاطفه‌ها جشنی است که در آن ما عواطف خود را، احساسات خود را با دیگران به اشتراک میگذاریم. برای یکدیگر نیکی و خوبی کادو میدهیم! به راستی مفهوم جشن عاطفه‌ها چیست؟!
    خوبی کردن و کمک کردن به یکدیگر، تنها چیزی که از انسان‌ها پس از مرگشان میماند همین است. به نظر من باید هر روز ما باید جشن عاطفه‌ها باشد و به یکدیگر خوبی کنیم. نام گذاری روزی به نام جشن عاطفه‌ها به معنی این نیست که ما فقط یک روز به دوستان و هم نوعان خود کمک کنیم و دل آنها را شاد کنیم بلکه این روز به دلیل زنده نگهداشتن خوبی ها نام گذاری شده است و هرروز ما باید همانند جشن عاطفه ها باشد.

     

    انشا در مورد جشن عاطفه ها (انشا دوم)

    جشن عاطفه ها فرصتی برای مهرورزی و عدالت ورزی امروز چشم به راه دستهای نوازشگری است که همواره به بهانه ای، مهربانی را بین خود و همنوع خود تقسیم می کنند. آری امروز 8 مهر ماه، روز برگزاری جشن عاطفه هاست. یک روز نمادین که طی آن، اقشار مختلف جامعه برای دستگیری از همنوع خود تلاش می کنند.از همین رو، جشن عاطفه ها، جشن نیکوکاری، و…، تنها بهانه ای است برای نزدیک شدن دلها به یکدیگر، تنها فرصتی است برای حضور پربار و محبت آمیز مردم، تا این حقیقت بر قشر آسیب پذیر و محروم جامعه آشکار شود که ما هستیم و شاید تنها فرصتی باشد تا همه فرزندان ایران را فرزندان خود بدانیم و در این فرصت از دریای ثروتی که به قیمت فقر محرومان اندوخته ایم، قطره ای را به نا داران اعانه دهیم . اگر چه تصویر روشن نابرابری و تبعیض را بی پروا و با غرور و افتخار و لبخند نشان می دهیم ولی باید اذعان داشت جشن عاطفه ها ، کمکی به تحقق و اجرای عدالت نمی کند و در حقیقت دانش آموزان محروم و محکوم به تدریس در مدارس بی امکانات دولتی با کتاب و دفتر و لباس و کفش و غذا با دیگران برابر نمی شوند و به حق خود نمی رسند! چراکه با شکم گرسنه و کیف کهنه و کفش پاره و شلوار وصله دار، بر روی نیمکت های رنگ و رو رفته، در کلاسهای شیشه شکسته، پای تخته سیاه کهنه می شود نشست، و با شوق و خنده و بی غصه، بر روی کاغذهای کاهی می توان نوشت، اگر که عاطفه را نمی شود تقدیم کرد فقط می توان تقسیم کرد و در حقیقت جشن حقیقی عاطفه ها، همان جشن عدالت است. جشن عاطفه ها در آخرین روز هفته دفاع مقدس یادآدر دوران انقلاب و سالهای سخت و تلخ جنگ تحمیلی است . ایامی که در آن جشن عاطفه ها رنگ دیگر داشت، جشن عاطفه ها در آن دوران، جشن خون و شهادت و ایثار بود، و اما این جشن مهرماهی ما، میراث بی عدالتی است و فرصتی برای مهرورزی و عدالت پیشگی…

     

    انشا در مورد جشن عاطفه ها (انشا سوم)

    به بهانه ی روز جشن عاطفه ها چشم های گریان کودکان محروم، امروز چشم به راه دستهای نوازشگری است که همواره به بهانه ای، “مهربانی” را بین خود و همنوع خود تقسیم می کنند. پنجم مهر مصادف با پانزدهم ماه مبارک رمضان، روز برگزاری جشن عاطفه ها است. یک روز نمادین که طی آن، اقشار مختلف جامعه برای دستگیری از همنوع خود، هر آنچه از دستش بر می آید، انجام می دهد.از کمک های هزار تومانی گرفته تا میلیونی، فقط با نیت کمک به محرومان و دیگر هیچ.متاسفانه شکاف طبقاتی که در جامعه روز به روز در حال زیاد شدن است، باعث شده که قشر آسیب پذیر و محروم جامعه بیش از پیش با تنگناها و مشکلات اقتصادی و مالی مواجه شوند. به طوری که در تامین نیازهای اولیه زندگی نیز با مشکل مواجه هستند. از همین رو، دولت و جامعه وظیفه دارند به نوعی با مشکلات این اقشار همدردی کنند.از همین رو، جشن عاطفه ها، جشن نیکوکاری، سفره های افطاری و…، تنها بهانه ای است برای نزدیک شدن دلها به یکدیگر و اگر اندکی واقع بین باشیم، متوجه خواهیم شد که تامین نیازهای 365 روز سال، تنها با یک روز جشن میسر نخواهد بود.در واقع، اگر چنین برنامه های نمادینی برگزار می شود، تنها فرصتی است برای حضور پربار و محبت آمیز مردم، تا این حقیقت بر قشر آسیبپذیر و محروم جامعه آشکار شود که هیچ گاه تنها نیستند. تقدیم به دانش آموزان خوب دبیرستان سپیده کاشانی زرین شهر

    انشا در مورد جشن عاطفه ها

    انشا در مورد جشن عاطفه ها (انشا چهارم)

    چه می شد اگر نبود دل بستگی ما آدم ها به هم؟
    شاید «با هم بودن» را بر صفحه های فطرت مان نوشته اند که
    «بی هم بودن» تلخ است و تحمل ناپذیر.
    از من تا تو فاصله ای نیست، جز برداشتن یک قدم به عشق.
    زمستان سرد و سوزان تنهایی را فقط به هم پیوستن
    دست های من و توست که گرم خواهد کرد.
    زمین سرد است، اما آتش مهر قلب های مؤمن در سراسر گیتی نه تنها کلبه های خویش،
    که کلبه همسایگان را نیز برقرار و برافروخته نگاه خواهند داشت.
    آری، سیاره خاکی ما بر مدار وحدت دل های عاشق می گردد؛
    دل های زنده به عشق انسانیت.
    زمین، ملک همه فرزندان آدم است و این ملک مشاع، تنها با
    نوع دوستی خواهد پایید و با گذشت.
    آنچه بهتر زیستن را در این سرزمین دور برایمان فراهم می آورد،
    این است که همگی مان زیر یک سایبان بنشینیم؛ سایبان محبت و نیکی.
    کلبه هایی سرد و خاموش، با دست هایی ترک ترک و پینه بسته.
    این کوچه های باریک، روایت رنج های توست؛
    وقتی که نمی دانی سفره خالی ات را چگونه بر کودکانت بگشایی.
    به ریگزاران داغ دلت می اندیشم؛ به تو که روح فسرده ات را به دندان گرفته ای
    و شب های بی مهتابت را هیچ چراغی روشن نمی کند.
    آمده ام که دستان خاکی ات را در دست های مهربانی ام بگیرم
    تا روزهای سردت را خورشید امید، چراغان کند.
    آمده ام تا آفتاب را بر سفره های عشق، قسمت کنیم.
    آدمی بنده محبت است و هر چه نتواند سنگ خارای قلبش
    را بگشاید، محبت خواهد توانست.
    هر چه رنگ و لعاب دیگر، همچون برگ های پاییز می ریزند،
    ولی رنگ و بوی محبت، هرگز کهنه نخواهد شد
    و حافظه جهان، دست های نیکوکار را از یاد نخواهد برد.

    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
    Loading...

ارسال دیدگاه

دانلود رمان تاوان یک گناهدانلود رمان تاوان یک گناه مطلب تصادفی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ایلیاد محفوظ است.